رایگان برای شما - تحصیلات من
 
منوی اصلی
موضوعات
پربازديدترين مطلب

ضریب هوشی یا یک نسبت است که از تقسیم سن عقلی بر سن تقویمی ضربدر صد به دست می‌آید.
البرزنیوز: وقتی صحبت از نوابغ اول جهان به میان می آید، ناخودآگاه نام آلبرت انیشتین به اذهان خطور می کند، اما این فیزیکدان مشهور آلمانی جزو این فهرست ۱۰ نفره نیست.
ضریب هوشی یا [ Intelligence Quotient ] یک نسبت است که از تقسیم سن عقلی بر سن تقویمی ضربدر صد به دست می‌آید. اگر سن عقلی با سن تقویمی یکسان باشد، ضریب هوشی صد می‌شود ولی در بعضی مواقع در بعضی افراد سن عقلی بیشتر می‌شود که این فرد هوشی بیشتر از سایر افراد دارد.
این 10 نابغه برتر دنیا به ترتیب دارای ضریب هوشی به قرار زیرند؛



1-یوهان ولفگانگ وون گوته: Johann Wolfgang von Goethe
گوته شاعر آلمانی با ضریب هوشی ۲۱۰، نمایشنامه نویس، داستان نویس، دانشمند، سیاستمدار، کارگردان تئاتر، منتقد و هنرمندی آماتور بود که بزرگترین شخصیت ادبی عصر مدرن به شمار می رفت.
در فرهنگ ادبی کشورهای آلمانی زبان ، این شخصیت از چنان جایگاهی برخوردار است، که از اواخر قرن هجدهم آثار وی به عنوان آثار کلاسیک در نظر گرفته شده اند.


2-لئوناردو داوینچی: Leonardo Da Vinci
لئوناردو داوینچی نقاش، مجسمه ساز، معمار، طراح و مهندس ایتالیایی دومین نابغه برتر جهان از ضریب هوشی ۲۰۵ برخوردار بود. تابلوهای نقاشی شام آخر و مونا لیزا این هنرمند از برجسته ترین آثار هنری دوره رنسانس محسوب می شد.
یادداشت های به جا مانده از داوینچی حاکی است: وی از خلاقیت های بالای فنی برخوردار بوده به طوری که بسیار جلوتر از زمان خود به سر می برده است.


3-امانوئل سویدن برگ: Emanuel Swedenborg
امانوئل سویدن برگ، مبتکر مسیحی و فیلسوف و دانشمند الهیات سوئدی بود که با برخورداری از ضریب هوشی ۲۰۵ دست نوشته حجیمی از کلام الهی از وی به یادگار مانده است.
اندکی پس از مرگ او، هوادارانش بلافاصله جمعیت پیرو فلسفه سویدن برگ را با هدف مطالعه در زمینه افکار وی راه اندازی کردند.


4-گوتفرید ویلهلم فون لایبنیتس: Gottfried Wilhelm von Leibniz
گوتفرید ویلهلم فون لایبنیتس چهارمین نابغه برتر جهان از ضریب هوشی ۲۰۵ برخوردار بود. این فیلسوف برجسته آلمانی در رشته حقوق و فلسفه تحصیل کرد.
این فیلسوف شهیر در زمان خود نقش قابل توجهی در مسائل سیاسی و دیپلماتیک اروپا ایفا کرد. وی در مقوله فلسفه و ریاضیات از جایگاه برجسته ای برخوردار بود.


5-جان استوارت میل: John Stuart Mill
جان استوآرت میل ، فیلسوف، اقتصاددان و مبلغ مکتب سودمندگرایی انگلیسی بود که از ضریب هوشی ۲۰۰ بهره برده بود.
وی همچنین روزنامه نگاری برجسته در دوره اصلاحات قرن نوزدهم به شمار می رفت. وی از اصل سادگی در زندگی خود تبعیت می کرد.


6-بلز پاسکال: Blaise Pascal
بلز پاسکال، ریاضیدان، فیزیکدان، فیلسوف مذهبی و استاد نثر فرانسوی بود. ضریب هوشی او ۱۹۵ بود و اساس تشکیل تئوری مدرن احتمالات را بنا نهاد.
وی همچنین زمینه گسترش تعلیماتی مذهبی را بنا نهاد که ادراک خدا را از طریق دل به جای منطق آموزش می داد.


7-لودویگ ویتگنشتاین : Ludwig Wittgenstein
لودویگ جوزف یوهان ویتگنشتاین فیلسوف انگلیسی زاده شده در اتریش بود که ضمن برخورداری از ضریب هوش ۱۹۰ به عنوان بزرگترین فیلسوف قرن بیستم به شمار می رفت.
شخصیت این نابغه شهیر از جذابیت بسیاری در بین هنرمندان، نمایشنامه نویسان، شاعران، داستان نویسان، موسیقی دانان و حتی فیلم سازان برخوردار بود.


8-بابی فیشر: Bobby Fischer
بابی فیشر که به روبرت جیمز فیشر معروف است، شطرنج باز ماهر آمریکایی بود که از ضریب هوشی ۱۸۷ بهره برده بود. این نابغه مشهور در سال ۱۹۵۸ عنوان جوان ترین شطرنج باز تاریخ را به خود اختصاص داد. بازی خیره کننده وی در مسابقات قهرمانی جهانی ۱۹۷۲ افکار عمومی آمریکا را به بازی شطرنج هدایت کرد.
فیشر بازی شطرنج را از سن ۶ سالگی آموخت و در سن ۱۶ سالگی با هدف وقف کامل خود به این بازی، ترک تحصیل کرد.


9-گالیلئو گالیله: Galileo Galilei
گالیلئو گالیله فیلسوف علوم طبیعی، منجم و ریاضیدان ایتالیایی بود که به پیشبرد علوم حرکت، ستاره شناسی و قدرت مواد کمک شایانی کرد.
وی از بهره هوشی ۱۸۵ برخوردار بود و کشفیاتش از طریق تلسکوپ علم نجوم را متحول ساخت.


10-مادام دی استل: Madame De Stael
نه لوئیز جرمانی نکر بارونس دی استل هولستین معروف به مادام دی استل دانشمند، مبلغ سیاسی و سخنور فرانسوی – سوئیسی بود که از ضریب هوشی ۱۸۰ سهم برده بود. وی به عنوان واسطه ای میان فرهنگ نو استعماری اروپا به مکتب رومانتیک گرایی به شمار می رفت.
نوشته های او در زمینه های داستانی، نوازندگی، مقالات اخلاقی و سیاسی، انتقادات ادبی، مطالب تاریخی، خاطرات شخصی و شعر از شهرت بالایی برخوردار است.



نویسنده: مديريت تاریخ: شنبه 19 شهريور 1390 | rss | نظرات (0) |مشاهده : 12801 | onetwothreefourfive

در پیاده‌رو که قدم می‌زنی چهره‌های غمگین، افسرده و عصبانی تکرار می‌شوند. کمتر کسی می‌گذرد که به رویت لبخند بزند. از هر که سوال کنی، در توجیه اندوهش چندین و چند دلیل می‌آورد. تفاوت ندارد از کدام قشر و گروه باشند؛ به هر حال یا شاد نیستند یا شادی‌هایشان کوتاه و زودگذر است. در طول سال‌ها، درگیری اقشار مختلف مردم و به‌ویژه جوانان با این امر، منجر به آسیب‌های اجتماعی مهلکی همچون اعتیاد و خودکشی شده و جامعه را به سمت خشونت‌ پیش برده است.



به گزارش فرارو؛ همواره کارشناسان بر نقش شادی در سلامت روان جامعه تأکید کرده‌اند؛ در حالی که اجتماع امروز ما چنان از شادمانی فاصله گرفته، که این حلقه مفقوده در خاطرات مردم بیشتر یافت می‌شود تا حقیقت زندگی آن‌ها.
یک جامعه‌شناس دلیل نبود شادی در ایران را مربوط به فرهنگ می‌داند؛ فرهنگی که منحصر به دیروز و امروز نیست و سال‌هاست از نسلی به نسل دیگر انتقال می‌یابد. امان‌الله قرایی بر این باور است که مصایب تاریخی ایرانیان، از لشگرکشی و تجاوزات گرفته تا حمله و غارت، همگی سبب شده‌اند تا مردم این سرزمین رفته رفته روحیه شاد خود را از دست داده و در لاک غصه فرو روند.
وی همچنین گفته است: «آب‌پاشی جوانان نشان می‌دهد، جامعه تشنه شادی است و مسؤولان باید زمینه‌ای برای شاد بودن جوانان فراهم کنند.»
اما مصطفی اقلیما، آمار روزافزون بزهكاری، طلاق، دختران خیابانی، كودك آزاری و اعتیاد را دلیلی می‌داند که مردم نتوانند احساس شادی و آرامش کنند.
رئیس انجمن علمی مددکاری اجتماعی ایران در میزگردی در این‌باره گفته است: «در جامعه‌ای كه اكثر مردم حتی از حداقل امكانات رفاهی و معیشتی برخوردار نیستند، ما چطور می‌توانیم توقع داشته باشیم، كه حضور شادی را در آن احساس كنیم. مثلا جوانی كه فارغ‌التحصیل شده و مدت‌ها به دنبال شغل بوده، شادی را در یافتن كار می‌بیند؛ در حالی كه همین جوان وقتی كار پیدا می‌كند هم شاد نیست، چرا؟ چون امنیت شغلی ندارد، چون می‌داند هر لحظه امكان دارد كارش را از دست بدهد، به همین خاطر حتی با داشتن شغل هم نمی‌تواند شاد باشد.»
اقلیما، فشار اقتصادی را که سبب شده کمر مردم زیر بار تورم خم شود و همچنین عدم اجرای قوانین و ضوابط در جامعه را موجب غم‌زدگی و افسردگی مردم می‌خواند که امید به زندگی را هر روز كمتر و كمتر می‌کند.
مدیر كل دفتر آسیب‌دیدگان اجتماعی نیز نبود مدیریت شادی در کشور را مطرح کرده است؛ چرا که بر اساس آمار وزارت بهداشت 34 درصد مردم تهران به یكی از انواع اختلالات روانی و برخی نیز به چند نوع اختلال روانی دچارند. در حالی که اکثر کارشناسان كاهش شادی در جامعه را از مهم‌ترین علل بروز این اختلالات می‌دانند.
بر اساس نظر کارشناسان روان‌شناسی، نوع شادى كردن بین برخى از مردم بسیار سطحى و زودگذر شده است؛ به گونه‌اى كه آن‌ها بعد از تمام شدن لحظه‌هاى شادى، باز هم در غم خود فرو مى‌روند.
شادترین مردم دنیا
چندی پیش، یکی از رسانه‌های انگلستان یک نظرخواهی را مطرح کرد که نتایج آن نشان می‌داد 81 درصد از مردم انگلیس به جای افزایش ثروت، از دولت توقع دارند که زندگی شادتری برایشان فراهم کند. به دنبال این اتفاق دانشگاه لیسستر پروژه‌ای با هدف رتبه‌بندی کشورها از نظر شادی مردمشان تعریف کرد.
در این رده‌بندی دانمارک به عنوان شادترین كشور دنیا انتخاب شده و دلیل آن چنین ذکر شده است: ثبات سیاسی، عدم وجود خط فقر در جامعه، عدم وجود بیکاری، فرهنگ کاری راحت و بی‌تنش، خانواده های محکم و آمار طلاق بسیار پایین، سرویس‌های دولتی خدمات اجتماعی، بیمه همگانی، مدارس و دانشگاه‌های رایگان با کیفیت آموزشی مناسب، هویت اجتماعی مشخص برای جوانان، طبیعت بکر و معماری شهری زیبا، آلودگی محیط زیست ناچیز، میزان جرم و جنایت ناچیز، امکانات شهرنشینی با کیفیت بسیار بالا، امکان ورزش‌های نزدیک به طبیعت مانند کوهنوردی، اسکی و سوارکاری برای همه.
دانمارک پنج و نیم میلیون نفر جمعیت دارد و شانس زندگی در آن بیش از 87 سال است. رتبه دوم برای کشور سوئیس است که جمعیت آن پنج ‌و هفت‌دهم‌ میلیون نفر است و شانس زندگی 85 سال. کشور بعدی اتریش است که تعداد مردمش دو و هشت ‌دهم‌ میلیون نفر است و امید به زندگی تا سن 79 سالگی ادامه دارد. کشور چهارم ایسلند با سیصد هزار نفر است. شانس زندگی در ایسلند 80 سال برآورد شده است. پنجمین کشور باهاما، با سیصد و پنج هزار نفر و شانس زندگی بیش از 66 سال است. کشورهای بعدی به ترتیب فلاند، سوئد، بوتان، برونئی و کانادا هستند.
در رده‌بندی دانشگاه لیسستر ایران از بین 220 کشور، در جایگاه 202 قرار گرفت. موسسات و مراکز دیگری نیز رتبه‌بندی‌های مشابه دیگری ارائه داده‌اند که باز هم ایران در آن‌ها جای مطلوبی ندارد.
به نظر کارشناسان، نبود شادی در جامعه نه تنها سبب افزایش اقدامات خشونت‌بار شده، بلکه باعث شده هر هفته ۵ هزار نفر از ایران به آنتالیا، ارمنستان، مالزی و ترکیه مسافرت کنند. این درحالی است که در کشور ایران جاذبه‌های گردشگری فراوانی وجود دارد. از سوی دیگر گسترش شادی در جامعه، آن قدر كه آسیب‌ها و بزه‌های اجتماعی برای جامعه هزینه دارند، هزینه‌بر نیستد؛ از این رو می‌توان با رعایت قوانین حاكم برجامعه، به آسانی زمینه‌های لازم برای شادمانی را فراهم نمود.



نویسنده: مديريت تاریخ: شنبه 19 شهريور 1390 | rss | نظرات (0) |مشاهده : 12963 | onetwothreefourfive

به گزارش خبرنگار مهر، بانک مرکزی در اواسط سال گذشته برای از بین رفتن بازار سفته بازی و دلالی، محدودیتهایی را برای عرضه ارزهای دلار و یورو در شعب بانکها، صرافی های بانکی وصرافی های معتبر قائل شد، براین اساس قرار شد که دلار و یورو با دریافت مدارک از قبیل ویزا برای مسافران به میزان محدود پرداخت شود.
براساس ابلاغیه بانک مرکزی، بانکها و صرافی های بانکی و مجاز تنها 2000 دلار و 1350 یورو به متقاضیان دریافت ارز ارائه می کنند، اما نکته جالب این است که بانک مرکزی برای جلوگیری از ایجاد بازار واسطه گری چنین اقدامی را کرده است، اما برخی کارمندان بانکی شعب و واحدهای ارزی، خود این امر را دامن می زنند!



سفته بازی از کجا آغاز می شود؟
به نظر می رسد که بازار سفته بازی و دلالی ارز از بدنه نظام بانکی آغاز می شود. کارمندان شعب ارزی برخی بانکها شگردهای جالب و زیرکانه ای را برای منفعت طلبی در فروش ارز یورو به کار می برند که از چشم مدیران نظام بانکی دور می ماند و نیازمند ورود هرچه سریعتر بانک مرکزی به این ماجرا است.
با توجه به اینکه پرداخت یورو به مسافران در قبال ارائه مدارک و ویزا به میزان محدود 1350 یورو است، برخی کارمندان شعب ارزی به مشتریانی که ساعتها در صف برای دریافت ارز مورد نیاز خود می ایستند، عنوان می کنند که تنها مبالغی که می توانند بپردازند 500 یورویی است!
بدین ترتیب اگر کارمندان بانکی سه اسکناس 500 یورویی به مشتری بپردازند، مشتری باید 150 یورو به وی بازگرداند، این در حالی است که معمولا مشتریانی که ساعتها در صف برای خرید یورو ایستاده اند، 150 یورو به عنوان مابقی پول ندارند که به کارمند بانک بدهند، چون تصور اینکه باید پولی را به باجه بازگردانند را نداشته اند، حتی بانکها در این حالت معادل 150 یورو اسکناس دیگری مانند ریال را نیز قبول نمی کنند.
فقط 500 یورویی داریم!
بنابراین برخی کارمندان بانکی پیشنهاد جالبی را به مشتری می دهند. آنها عنوان می کنند که اگر مشتری می خواهد می تواند در خارج از شعبه بانک و در بازار آزاد 150 یورو را تهیه کرده و دوباره در صف ایستاده و پول مورد نیاز خود را تهیه کند، اما مشتریان معمولا ترجیح می دهند که مبلغ کمتری دریافت کنند اما دوباره به بانک مراجعه نکنند.
براساس محاسبات کارمندان بانکی، مشتریان اگر مبلغ هزار یورو را از بانک بگیرند، 350 یورو در اختیار کارمند باقی می‌ماند، در این حالت کارمند به مشتری پیشنهاد می دهد که اگر 150 یورو برای برگرداندن مبلغ ندارد و نمی خواهد که مجددا زمانی را برای تهیه یورو در بازار آزاد صرف کند و دوباره به بانک بازگردد، بهتر است که یا 1000 یورو دریافت کند و یا معادل همان مبلغ ارز دیگری مانند دلار به میزان 2000 دلار دریافت کند.
پیشنهاد جالب کارمندان ارزی
اما نکته جالب تر این است که مشتری که 1000 یورو را دریافت کرده است، مهر 1350 یورویی در مدارک وی ثبت می‌شود، یعنی کارمند بانک می تواند ادعا کند که این مبلغ را به مشتری پرداخت کرده و کار غیر قانونی را انجام نداده است، مشتریان نیز چون در عمل انجام شده قرار می گیرند، این پیشنهاد کارمند را قبول می‌کنند.
ناگفته نماند که در ابتدای صبح و آغاز کار شعبه، از متقاضیان دریافت ارز ثبت نام به عمل می آید، که تعداد آنها شاید به 50 نفر هم برسد، این در حالی است که موضوع پول خرد از سوی بانک به مشتریان اعلام نمی شود تا آنها مدت زمان طولانی را در صف نمانند.
خبرنگار مهر برای بررسی بیشتر این موضوع به یکی از شعبات بانکی که نسبت به انجام این کار مبادرت می کرد، مراجعه کرد و از مشتریان سئوالاتی را پرسید. یکی از مشتریان به خبرنگار مهر گفت: آیا می شود که بانکی که کار ارزی انجام می‌دهد، پول کوچکتر از 500 یورو را نداشته باشد. آیا بانک و شعبه ارزی و یا باجه ارزی، اسکناس 50، 100 و 200 یورویی ندارد؟
درآمد روزانه میلیونی کارمند برخی بانکها از دلالی ارز
مشتری دیگری به خبرنگار مهر گفت: برای اینکه در این خصوص ضرر کمتری را تقبل کنم، مجبور شدم که به جای 1350 یورو، 2000 دلار دریافت کنم، اما حال باید به بازار آزاد مراجعه کرده و دلار را به یورو تبدیل کنم که در این حالت هم ضرر دیگری متوجه من خواهد شد.
مشتری دیگری به خبرنگار مهر گفت: کارمندان شعب ارزی که اینگونه اقدامات را انجام می دهند، سود بالایی را کسب می‌کنند، زیرا مبلغ 350 یورویی که باقی می ماند را می توانند به قیمت دولتی بدون اینکه مدیران بانکی متوجه آنها نشوند، برداشت کرده و آن را در بازار آزاد بفروشند و سود آن را در جیبشان بگذارند.
وی افزود: با این اقدام در هر فروش، حدود 70 هزار تومان نصیب کارمند بانکی می شود، با توجه به اینکه تعداد مراجعات مردم به این شعب هم بالا است، بنابراین سود زیادی را کسب می کنند. اگر فرض کنیم روزانه 20 نفر به بانک برای دریافت ارز مراجعه کنند، مبلغی در حدود یک میلیون و 400 هزار تومان درآمد آن کارمند با این شگرد می شود.



نویسنده: مديريت تاریخ: سه شنبه 22 شهريور 1390 | rss | نظرات (0) |مشاهده : 11322 | onetwothreefourfive

خوشبختانه چون همه چیز متناسب با روزگار در حال اپدیت شدنه مهندسین زبان فارسی هم طی اقدامی با سابقه اقدام به اپدیت کردن ضرب المثل های کهن فارسی نمودن:
بیف استراگانوفه خالته، بخوری پاته نخوری پاته!
موش تو سوراخ نمی رفت ساید بای ساید به دمبش می بست!



آب در “آب سرد کن” و ما تشنه لبان می گردیم!
آب که سر بالا میره، قورباغه “هوی متال” میخونه!!!
پرادو سواری دولا دولا نمیشه!
“کافی میت” نخورده و دهن سوخته!
اسکانیا(scania) بیار باقالی بار کن!
گر صبر کنی ز قوره، لوپ لوپ سازی!
پاتو از پارکتت درازتر نکن!
هری پاتر آخرش خوشه!
قربون بند کیفتم، تا کارت سوخت داری رفیقتم!
گیرم پاپی تو بود فاضل —از فضل پاپی تو را چه حاصل!
نداشتین اورانیم ولی دیدیم دست مردم!
ادکلن آن است که خود ببوید —نه آنکه فروشنده بگوید!
ماکرو ویو به ماکرو ویو می گه روت سیاه!
بزک نمیر بهار میاد آناناس با خیار درختی میاد!
یا منچستریه منچستری یا رُمیه رُمی (AS Rom )
سرش بوی پیتزای سبزیجات میده!!!
آنتی بیوتیک بعد از مرگ سهراب !



نویسنده: مديريت تاریخ: سه شنبه 22 شهريور 1390 | rss | نظرات (0) |مشاهده : 13104 | onetwothreefourfive

روزی پسر بچه ای نزد شیوانا آمد و گفت: مادرم قصد دارد برای راضی ساختن خدای معبد و به خاطر محبتی که به کاهن معبد دارد. خواهر کوچکم را قربانی کند. لطفا خواهر بیگناهم را نجات دهید.
شیوانا سراسیمه به سراغ زن رفت و با حیرت دید که زن دست و پای دختر خردسالش را بسته و در مقابل در معبد قصد دارد با چاقو سر دختر را ببرد. جمعیت زیادی زن بخت برگشته را دوره کرده بودندو کاهن معبد نیز با غرور و خونسردی روی سنگ بزرگی کنار در معبد نشسته و شاهد ماجرا بود.
شیوانا به سراغ زن رفت و دید که زن به شدت دخترش را دوست دارد و چندین بار او را در آغوش می گیرد و می بوسد. اما در عین حال می خواهد کودکش را بکشد. تا بت اعظم معبد او را ببخشد و برکت و فراوانی را به زندگی او ارزانی دارد.



شیوانا از زن پرسید که چرا دخترش را قربانی می کند. زن پاسخ داد که کاهن معبد گفته است که باید عزیزترین پاره وجود خود را قربانی کند تا بت اعظم او را ببخشد و به زندگی اش برکت جاودانه ارزانی دارد.
شیوانا تفکری کرد و سپس با تبسمی بر لب گفت: اما این دختر که عزیزترین بخش وجود تو نیست چون تصمیم به هلاکش گرفته ای.
عزیزترین بخش زندگی تو همین کاهن معبد است که به خاطر حرف او تصمیم گرفته ای دختر نازنین ات را بکشی. بت اعظم که احمق نیست. او به تو گفته است که باید عزیزترین بخش زندگی ات را از بین ببری و اگر تو اشتباهی به جای کاهن دخترت را قربانی کنی . هیچ اتفاقی نمی افتد و شاید به خاطر سرپیچی از دستور بت اعظم بلا و بدبختی هم گریبانت را بگیرد!
زن لختی مکث کرد. دست و پای دخترک را باز کرد. او را در آغوش گرفت و آنگاه درحالی که چاقو را محکم در دست گرفته بود به سمت پله سنگی معبد دوید. اما هیچ اثری از کاهن معبد نبود. می گویند از آن روز به بعد دیگر کسی کاهن معبد را در آن اطراف ندید!



نویسنده: مديريت تاریخ: دوشنبه 28 شهريور 1390 | rss | نظرات (0) |مشاهده : 13285 | onetwothreefourfive

انیشتین برای رفتن به سخنرانی‌ها و تدریس در دانشگاه از راننده مورد اطمینان خود کمک می‌گرفت. راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می‌کرد بلکه همیشه در طول سخنرانی‌ها در میان شنوندگان حضور داشت بطوریکه به مباحث انیشتین تسلط پیدا کرده بود! یک روز انیشتین در حالی که در راه دانشگاه بود با صدای بلند گفت که خیلی احساس خستگی می‌کند.
راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و او جای انیشتین سخنرانی کند چرا که انیشتین تنها در یک دانشگاه استاد بود و در دانشگاهی که سخنرانی داشت کسی او را نمی‌شناخت و طبعا نمی‌توانستند او را از راننده اصلی تشخیص دهند. انیشتین قبول کرد، اما در مورد اینکه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از وی بپرسند او چه می‌کند، کمی‌تردید داشت.
به هر حال سخنرانی راننده به نحوی عالی انجام شد ولی تصور انیشتین درست از آب درامد. دانشجویان در پایان سخنرانی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند. در این حین راننده باهوش گفت: سوالات به قدری ساده هستند که حتی راننده من نیز می‌تواند به آنها پاسخ دهد. سپس انیشتین از میان حضار برخواست و به راحتی به سوالات پاسخ داد به حدی که باعث شگفتی حضار شد!



نویسنده: مديريت تاریخ: دوشنبه 28 شهريور 1390 | rss | نظرات (0) | onetwothreefourfive

ا به حال به این موضوع فکر کرده اید که چه شغل ها و کارهایی می توانند برای شما شادی به ارمغان آورند.
به گزارش بانکی دات آی آر، اگر جزو آن دسته از افرادی هستید که به دنبال شغل مناسب می گردید و در ضمن شاد بودن هم برایتان مهم است، نیم نگاهی هم به این شغل ها بیاندازید، بد نیست!
براساس نظرسنجی که موسسه ملی تحقیقات دانشگاه شیکاگو انجام داده است، این شغل ها در ردیف شادترین شغل های دنیا قرار گرفته اند:



1. روحانی: از جمله شاد ترین مشاغل در کل دنیا روحانیت است، چراکه این افراد ارتباط تنگاتنگی با دین دارند و این ارتباط می تواند هم شادی در آنها بوجود آورد و هم در حل مسائل مختلف به فرد کمک می کند.
2. آتش نشان: شاید تعجب آور باشد، اما برخلاف تصور عمومی، 80% آتش نشانان در این نظر سنجی از کار خود به شدت راضی بوده اند، چرا که شغل آنها همواره کمک کردن به دیگران و در بسیاری از مواقع نجات جان دیگران از مرگ حتمی است.
3. فیزیوتراپ: کار این قشر از جامعه هم مستقیما با مردم و کمک به افرادی در ارتباط است که توان کمتری نسبت به دیگران دارند. آنها هم پس از حل مشکل دیگران از کار خود احساس رضایت می کنند و در نتیجه از نظر خود شغل خوب و شادی دارند.
. نویسنده: هر چند بسیاری از نویسندگان، نه تنها در ایران بلکه در سراسر دنیا، همواره از کم بودن دستمزدها و حقوق خود ابزار ناراحتی می کنند، اما حس خوب روی کاغذ آوردن ذهنیت ها و تفکرات شخصی برای این افراد، شغل نویسندگی را جذاب، دوست داشتنی و حتی شاد می کند.
5. معلم: اگر چشم خود را به روی حقوق ناچیز معلمان ببنید و به دیگر ویژگی های معلمی به ویژه ارتباط با بچه ها و آموزش درس ها و نکات تازه به دیگران فکر کنید، حتما معلمی را شغلی شاد و دوست داشتنی می یابید.
6. هنرمند: معمولا وقتی صحبت از روحیه لطیف می شود، اولین کسانی که به ذهن می آیند، هنرمندان هستند. البته شادی و نشاط هم جزو لاینفک هنر است و در این بین به نظر می رسد مجسمه سازان و نقاشانان از همه اقشار هنری شادتر هستند.
7. روانشناس: این قشر از جامعه وظیفه سنگین و مهمی بر دوش دارند که البته در بسیاری مواقع هم شنیدن مشکلات دیگران به نظر سخت و غم انگیز می رسد، اما روانشناسان چندان این ایده را قبول ندارند، چراکه معتقدند گذاشتن راه حل پیش پای کسانی که تا مرز سیر شدن از زندگی هم پیش می روند، بسیار لذت بخش و شادی آفرین است.



نویسنده: مديريت تاریخ: سه شنبه 24 آبان 1390 | rss | نظرات (0) |مشاهده : 12110 | onetwothreefourfive

در نظر داشته باشید که باید به هر سوال بدون مکث و در 3 ثانیه جواب بدید.
۱) یک فروند هواپیما در مرز آمریکا و کانادا سقوط می کند. بازماندگان از سقوط را در کجا دفن می کنند؟
کانادا – آمریکا – هیچ کدام
۲) یک خروس در بام خانه ای که شیب دوطرفه دارد، تخم می گذارد. این تخم از کدام طرف می افتد؟
شمال – جنوب – هیچ کدام
۳) خانمی عاشق رنگ قرمز است و تمام وسایل او به رنگ قرمز است. او در آپارتمانی یک طبقه که قرمزرنگ است، زندگی می کند. صندلی و میز او قرمزرنگ است. تمام دیوارها و سقف آپارتمان قرمزرنگ هستند. کفپوش آپارتمان و فرش ها نیز قرمزرنگ هستند. تلویزیون هم قرمز رنگ است. سریع پاسخ دهید که پله های آپارتمان چه رنگی هستند؟
قرمز – آبی – هیچ کدام
۴) پدر و پسری را که در حادثه رانندگی مجروح شده بودند، به بیمارستان می برند. پدر در راه بیمارستان فوت می کند ولی پسر را به اتاق عمل می برند. پس از مدتی دکتر می گوید من نمی توانم این شخص را عمل کنم، به علت اینکه او پسر من است. آیا به نظر شما این داستان می تواند صحت داشته باشد؟
آری – خیر – هیچ کدام



۵) اگر چهار تخم مرغ، آرد، وانیل، شکر، نمک و بیکینگ پودر را با همدیگر مخلوط کنید، آیا کیک خواهید داشت؟
آری – خیر – هیچ کدام
۶) آیا می توانید از منزلتان بالاتر پرش کنید؟
آری – خیر – هیچ کدام
۷) یک کیلوگرم آهن چند گرم سنگین تر از یک کیلو گرم پنبه است؟
۱گرم – ۱۰۰گرم – هیچ کدام
۸) مردی به طرف یک پلیس که در حال جریمه کردن اتومبیل بود، می رود و التماس می کند که پلیس جریمه نکند ولی آقای پلیس قبول نمی کند. به پلیس نه یک بار بلکه هشت بار بد دهنی می کند. جواب دهید که این مرد چند بار جریمه خواهد شد؟
۸ بار – ۹بار – هیچ کدام
۹) اگر تمام رنگ ها را با هم مخلوط کنید، آیا رنگین کمان خواهیم داشت؟
آری – خیر – هیچ کدام
۱۰) گرگی به بالای کوه می رود تا غرش شبانه اش را آغاز کند. چه مدت طول می کشد تا به بالای کوه برسد؟
دو شب – پنج شب – هیچ کدام
۱۱) اگر به طور اتفاقی وارد کودکستان دوران کودکی تان شوید، آیا قادر به خواندن نوشتن و انجام جدول ضرب خواهید بود؟
آری – خیر – هیچ کدام
۱۲) آیا امکان دارد یک نفر سریع تر از رودخانه می سی سی پی شنا کند؟
آری – خیر – هیچ کدام
۱۳) آقای بیل اسمیت و خانم ژانت اسمیت از هم طلاق می گیرند. پس از مدتی خانم ژانت اسم اولیه خود را پس می گیرد. با این حال، پس از پنج سال با اینکه هنوز از آقای بیل اسمیت طلاق گرفته است، دوباره خانم ژانت اسمیت می شود. آیا این قضیه امکان پذیر است؟
آری – خیر – هیچ کدام
۱۴) آقای جیم کوک مشکوک به قتل است ولی وقتی که پلیس از او سوال می کند که در موقع قتل کجا بوده است، آقای جیم می گوید در خانه مشغول تماشای سریال مورد علاقه ام بوده ام. حتی جزئیات سریال را برای پلیس شرح می دهد. آیا این موضوع ثابت می کند که آقای جیم بی گناه است؟
آری – خیر – هیچ کدام
۱۵) یک شترمرغ تصمیم می گیرد که به وطنش بازگردد. چه موقع برای پرواز او به جنوب مناسب است؟
بهار – پاییز – هیچ کدام
۱۶) جمله بعدی صحت دارد. جمله قبلی غلط است. آیا این قضیه منطقی است؟
آری – خیر – هیچ کدام
۱۷) آیا امکان دارد که یک اختراع قدیمی قادر باشد که پشت دیوار را به ما نشان دهد؟
آری – خیر – هیچ کدام
۱۸) اگر بخواهید یک نامه به دوست تان بنویسید، ترجیح می دهید با شکم پر یا با شکم خالی بنویسید؟
پر – خالی – هیچ کدام
پاسخ سوالات :
۱) هیچ کدام. بازماندگان که زنده هستند نیازی به دفن کردن ندارند.
۲) هیچ کدام. خروس که تخم نمی گذارد!
۳)هیچ کدام. آپارتمان یک طبقه که راه پله ندارد!
۴) آری. اگر این سوال را نتوانستید جواب دهید، وای بر شما. دکتر یک خانم جراح است یعنی این شخص مادر پسر است!
۵) خیر، شما پیش از اینکه کیک داشته باشید باید آن را بپزید !
۶) آری، بپرید و ببینید که خانه شما چقدر می پرد!
۷) هیچ کدام. یک کیلوگرم آهن با یک کیلوگرم پنبه به طور دقیق برابر هستند.
۸) هیچ کدام. خودرو به آن مرد تعلق ندارد.
۹) خیر. رنگ خاکستری خواهید داشت.
۱۰) هیچ کدام. گرگ پیشتر بالای کوه است.
۱۱) آری، شما فقط از کودکستان دیدن می کنید و با همین شرایطی که الان دارید فقط وارد کودکستان شده اید.
۱۲) آری، چون که رودخانه ها که قادر به شنا کردن نیستند!
۱۳) آری ژانت با یک آقای دیگر که فامیل اش اسمیت بوده، ازدواج کرده است.
۱۴) خیر.چون که ممکن است این سریال تکراری باشد و او پیشتر این سریال را دیده باشد.
۱۵) هیچ کدام.شتر مرغ که قادر به پرواز نیست.
۱۶) هیچ کدام. چون که جملات متضاد هم هستند.
۱۷) آری. پنجره یک اختراع قدیمی است که به وسیله آن می توان پشت دیوار را مشاهده کرد!
۱۸) هیچ کدام. بهتر است که یک نامه عاشقانه را با قلم و کاغذ بنویسید و با شکم نمی توان نامه نوشت!



نویسنده: مديريت تاریخ: سه شنبه 24 آبان 1390 | rss | نظرات (0) |مشاهده : 14005 | onetwothreefourfive

یشتر افراد این توصیه را شنیده‌اند که باید هوشمندانه‌تر کار کنند و نه زیادتر،ولی تعداد کمی واقعا از این توصیه پیروی می‌کنند.
این روزها بیشتر صاحبان تجارت و مدیران اجرایی برای دستیابی به اهدافشان ساعت‌های طولانی مشغول کار هستند. اگر شما مجبور شوید ساعت‌های زیادی از یک روز عادی را برای تکمیل کارتان کارکنید، کار را اشتباه انجام می‌دهید! در اینجا ۵ استراتژی برای کمک به شما در هوشمندانه‌تر کار کردن به جای بیشتر کارکردن ارائه می‌شود



1) استراتژی اول: تمرکز
فکر می‌کنید چند دقیقه از یک ساعت کاری به طورکامل تمرکز دارید؟ ممکن است این امر شما را متعجب کند که این زمان چقدر کم است. تحقیقات نشان داده است که بیشتر افراد می‌توانند بین ۵ تا ۱۰ برابر در هر ساعت کاری مولدتر باشند. اگر فکر می‌کنید که این گفته اغراق آمیز است می‌توانید این آزمایش ساده را انجام دهید. یک دفترچه یادداشت و یک خودکار در کنار خود قرار دهید و شروع کنید به آگاه شدن از سطح تمرکزتان. هر وقت که تشخیص دادید که روی کارتان تمرکز کامل ندارید مدت زمانی را که حواستان پرت بوده است یادداشت کنید. اگر این تمرین را به‌خوبی انجام دهید بعد خودتان را کاملا شوکه خواهید کرد. اگر شما بتوانید مهارت ایجاد تمرکز کامل در ساعت‌های کاریتان را ارتقا دهید، از میزان تولیدتان متعجب می شوید.
۲) استراتژی دوم:اهرم
اهرم، هنر استفاده از ابزارها جهت افزایش کیفیت کار یا بهره‌وری است. این ابزارها می‌تواند تکنولوژی باشد مثل نرم افزار‌های کامپیوتری یا می‌تواند استراتژی‌های سازمانی نظیر سیستم‌های بهتر باشد. شما معمولا از چه ابزارهایی برای حداکثر کردن نتایج کارتان استفاده می‌کنید؟ برای مثال فروشنده‌ای که از طریق سمینارها یا کنفرانس‌های تلویزیونی فروش می‌کند، مشخص است نسبت به کسی که فرد به فرد می‌فروشد میزان فروش بیشتری داشته باشد. چه کاری می‌توانید انجام دهید تا زمان، دانش یا مهارت‌هایتان اهرم شما باشند؟
3) استراتژی سوم:تفویض اختیار
یک بخش خاص اهرم عبارت از تفویض اختیار است. یعنی بکارگیری افراد دیگر جهت انجام قسمت‌هایی از کار شما تا وقتتان برای فعالیت‌های سودآورتر آزاد شود. بیایید دوباره به مثال فروشنده نگاهی بیاندازیم. اگر فروشنده خاصی در انعقاد قراردادهای فروش متبحر باشد، ممکن است دست به تفویض و واگذاری ‌امور اجرایی فروش زده تا بتواند به عنوان یک فروشنده زمان بیشتری را برای قراردادها اختصاص دهد. اگر سود حاصل از افزایش فروش بیشتر از هزینه واگذاری باشد پس شما سیستم مناسبی دارید. همیشه شنیدن این نکته در بین شکایت‌های صاحبان تجارت که فروشندگان آنها از آینده نگری متنفرند و واقعا در مورد آن احساس بدی دارند باعث تعجب من می شود. در فعالیت‌های تجاری خودم من همیشه افراد آینده نگر حرفه‌ای را استخدام کرده‌ام که در این زمینه قوی بودند و با این کار زمان را برای تیم فروش آزاد کرده تا آنها کاری را که در آن توانمند هستند انجام دهند. فروشندگی! البته این استراتژی سودآور است و همه خوشحال هستند.
۴) استراتژی چهارم: مدیریت زمان
من اغلب می‌شنوم که صاحبان تجارت می‌گویند که تعداد کارکنان بخش ‌خصوصی خیلی زیاد است زیرا آنها همیشه ساعت‌های زیادی را تلف می‌کنند تا کار را انجام دهند. نظر من مخالف این موضوع است. اگر شما نمی‌توانید در یک روز عادی کاری، کارتان را انجام دهید پس شما احتمالا فاقد مهارت‌های تمرکز، اهرم و تفویض اختیار(واگذاری) هستید، یا یک مدیر که در استفاده از زمان ضعیف است. مدیریت زمان هنر سازماندهی خودتان است تا بتوانید تمام کارهایتان را در یک روز کاری استاندارد انجام دهید. اگر شما مدیریت زمان را با مهارت‌های دیگرتان ترکیب کنید(رئوس مطالب فوق الذکر) سپس شما می‌توانید بهره وری بالایی در یک روز کاری بدست آورید و نیازی به ساعات اضافی ندارید.
سازماندهی یک روز از پایان روز قبلی شروع می‌شود. اگر شما این‌کار را هنگام استراحتتان انجام دهید مغزتان به شما کمک خواهد کرد که کارآمدتر باشید. تخمین زده شده که ۵۰درصد از زمان استراحت وقف سازماندهی مغز و ساختار دادن به دانش و تجربیات به دست آمده در طول روز می‌شود.
اگر شما کارهای روز بعدتان را برنامه‌ریزی کنید متوجه می‌شوید که فرایند‌های طبیعی ذهن در زمان استراحت با شما کار می‌کنند تا به شما در تحقق برنامه‌هایتان کمک کنند. مبانی مدیریت زمان را یاد بگیرید و هر روز از آنها استفاده کنید.
۵) استراتژی پنجم: تمایز قائل شدن بین فعالیت‌ها
من مطمئن هستم که شما قانون۲۰/۸۰ را می‌دانید; ۸۰% از نتایج کارتان از ۲۰% تلاش‌هایتان بدست می‌آید. دلیل اینکه این مساله در مورد افراد زیادی صادق است، این است که آنها نمی‌دانند که کدام تلاششان بهترین نتایج را به همراه می‌آورد. اگر شما نتایج خوب را ثبت کنید، سپس شما می توانید قاعده ۲۰/۸۰ را تغییر دهید تا برای شما به طور موثرتری کار کند. اگر شما می‌دانستید که کدام ۲۰% از فعالیت شما بهترین نتایج را تولید می‌کند، می‌توانستید خودتان را سازماندهی کنید تا وقت بیشتری را صرف آن کارها بکنید و بنابراین سود‌تان در هر ساعت افزایش می‌یافت. اگر شما خصوصیات ۲۰% از مشتریانتان را که ۸۰% تجارت شما را پوشش می‌دهند می‌دانستید، می‌توانستید آن گروه از مشتریان را مورد هدف قرار دهید. فرانک بتگر با استفاده از قانون ۲۰/۸۰ از یک نماینده بیمه ورشکسته به پردرآمدترین شرکت بیمه در آمریکا تبدیل شد. کتاب او هنوز در دسترس است و ارزش زیادی برای خواندن دارد.
استراتژی شما قرار دادن این 5 استراتژی برای کار در تجارتتان است.
شما الان 5 استراتژی دارید، همه کاری که شما باید انجام دهید این است که نگاه کنید به راه‌هایی که می‌توانید این استراتژی‌ها را برای خودتان و تجارتتان به کار گیرید.



نویسنده: مديريت تاریخ: سه شنبه 24 آبان 1390 | rss | نظرات (0) |مشاهده : 12231 | onetwothreefourfive

(به یاد خاطرات 2 دهه اخیر متولدین 60):
من دوران تحصیلات طلایی را پشت سر گذاشتم.
من از ابتدای دوران تحصیلم اگه شاگرد اول نبودم شاگرد دوم هم نبودم.
من در دوران آمادگی فکر میکردم مدرسه هم مانند آمادگی خیلی خوش میگذرد.
من از اون موقع بود که هر وقت ازم میپرسیدن میخوای چیکاره شی میگفتم دکتر.
من وقتی اول ابتدائی با کله کچل رفتم مدرسه تازه فهمیدم چه خبره.
من در دوره ابتدائی طعم شیرین خط کش چوبی را چشیدم.
من بجز اول ابتدائی دیگر طعم مهربانی خانم معلم را نچشیدم.



من به یاد ندارم وقتی مدرسه تعطیل میشد کسی پشت در مدرسه منتظرم نباشد.
من به به یاد ندارم در دوران ابتدائی با لباس تمیز و مرتب به خانه برگشته باشم.
من در آن دوران از ترس خواستن اولیا به مدرسه خواب نداشتم.
من در دوران ابتدائی فهمیدم تابستون چقدر فصل خوبیه.
من در آخر دوران ابتدائی ازدرب مدرسه خارج نمیشدم و دیوار را ترجیح میدادم.
من در ابتدای دوران راهنمائی طعم شیرین خط کش فلزی را به خوبی چشیدم.
من اینبار در ابتدای دوران راهنمائی دیوار مدرسه را به درب مدرسه ترجیح دادم.
من در دوران راهنمایی فهمیدم شلنگ هم کاربردهای دیگری دارد.
من در دوران راهنمایی فهمیدم بعد از خوردن شلنگ یا خط کش فلزی اگه دست را بذاریم زیر بغل دردش کمتر میشه.
من در آن دوران فهمیدم که برای درس خوندن به دنیا نیومدم .
من در این دوره فهمیدم نوار کاست چیه و نوار جدید یعنی چی؟
من در مقطع راهنمایی دانستم که تک ماده چه قانون خوبیه برای بعضی دروس.
من در مقطع راهنمایی طعم تعطیل تابستان را نچشیدم چون همیشه تجدیدی مزاحم بود.

خواندن افکار دیگران و تاثیر بر جسم

از مثلث برمودا چیزی شنیدی؟

ساعت های جدید LED 2011

من در دوره راهنمایی اتاقم را با عکس فوتبالیست ها کاغذ دیواری میکردم و در آن فضا درس میخواندم.
من در مقطع راهنمایی فهمیدم نیازی نیست بعد از تعطیلی از مدسه حتما به خانه برگردیم.
من در آن مقطع فهمیدم کلوپ چیه – سه گا چیه؟ نینتندو چیه و فرقشون چقدره؟
من در دوران راهنمایی هم از ترس پدر مادرم میخواستم دکتر بشم.
من در دوران دبیرستان دیگه از دیوار مدرسه بالا نرفتم چون مدرسه غیر انتفاعی دیگه مشکلات رو حل کرده بود.
من در دوران دبیرستان فهمیدم OPEN BOOK یعنی چی؟
من در مقطع دبیرستان به خاطر اینکه میخواستم دکتر بشم رفتم رشته تجربی.
من در دوران دبیرستان فهمیدم نظام آموزشی ما حتما به غیرانتفاعی نیاز داشته.
من در دبیرستان فهمیدم که علاوه بر ساعت تعطیلی دبیرستان خودمون ، ساعت تعطیلی دبیرستان دخترونه هم برای ما مهمه.
من در این دوران فهمیدم که درس خوندن لازمه موفقیت نیست.
من در دوره دبیرستان فهمیدم کار تیمی یعنی چه و چگونه میشود بدون نیاز به تعطیلی یک روز را تعطیل نمود.
من در این دوران با CD آشنا شدم و فهمیدم که علم چقدر پیشرفت کرده.
من تا پایان دوره دبیرستان نفهمیدم فرق نظام جدید و نظام قدیم تو چی بوده؟
من در دوره پیش دانشگاهی به این فکر میکردم که پشت کنکور موندن یعنی چی؟
من در دوره پیش دانشگاهی بیشتر دنبال گواهینامه رانندگی بودم تا کنکور.
من در دوره پیش دانشگاهی که گواهیناممو گرفتم احساس کردم که شاید دکتر نشم.
من در دوره پیش دانشگاهی فهمیدم که عمرا دکتر بشم.
من بعد از دوران پیش دانشگاهی به شدت متوجه شدم پشت کنکور یعنی چی؟
من در دوران پشت کنکور فهمیدم روزنامه خوندن در محیطی مثل کتابخونه چقدر میچسبه.
من در دوران پشت کنکوری فهمیدم که کلاس کنکور با کلاس درس چقدر متفاوته و چقدر حال میده.
من در پشت کنکور به کمتر از دکتری هم قانع شدم.
من در دوران پشت کنکور به این فکر میکردم که از هر چند نفر چند نفر میرن دانشگاه.
من در دوران پشت کنکوری به این فکر میکردم که کدوم دانشگاه قبولیش راحت تره.
من در دوران پشت کنکوری به این نتیجه رسیدم که دانشگاه آزاد واحد علی آباد کتول با دانشگاه شریف زیاد تفاوت نداره.
من بعد از اعلام نتایج کنکور تا چند روز از دسترس بابام خارج بودم.
من حاضر بودم پولهایی که بابام خرج کرده بود رو بهش برگردونم ولی بابام از من نپرسه چیکار کردی؟
من با لطف مادرم و پادرمیونی اون پیش بابام تونستم در دانشگاه آزاد ثبت نام کنم.
من در دانشگاه اول فهمیدم که یک موبایل حتما مورد نیازه.
من در دانشگاه فهمیدم نیازی به حضور فرد در کلاس نیست و میشه غیر حضوری هم حاضری رد کرد.
من در دانشگاه فهمیدم که چرا دختر ها و پسر ها رو از هم جدا میکنن.
من در دانشگاه بجز درس خیلی چیزها فهمیدم.
من در دانشگاه فهمیدم ثروت خیلی بهتر از علم هست.
من در دانشگاه با دوستان ناباب زیادی آشنا شدم که چاهو از راه بهم نشون دادن.
من در دانشگاه فهمیدم یک هم اتاقی چقدر میتونه تو آدم تغییرات مثبت بوجود بیاره.
من در دوران طلائی دانشگاه فهمیدم که نمیشه بدون ماشین شخصی به دانشگاه تردد داشت.
من در آن دوره دیگه مطمئن بودم دکتر نمیشم و این کار منو راحت تر میکرد.
من در اون دوره فهمیدم بعضی وقتها استاد خسته نباشید از فحش ... بدتره.
من در دوره دانشگاه فهمیدم دوسیب چیه طالبی پرتقال چیه؟
من در دوران دانشگاه فهمیدم راه دربند و توچال از راه دانشگاه نزدیکتره.
من در دوران دانشگاه فهمیدم لازم نیست حتما تو کافی شاپ چیزی بخوری.
من در اون دوران به این نتیجه رسیدم که لازم نیست جزوه بنویسی و میشه از دوستان فعال بیشتر استفاده کرد.
من در دوران دانشگاه به مخترع فتوکپی و مراکز دارالترجمه درود فرستادم.
من در دوران تحصیلات دانشگاهی فهمیدم خواب تو نمازخونه هم صفایی داره.
من در این دوره به این فکر میکردم که نیازی نیست حتما 4 ساله دانشگاهو تموم کرد.
من از ترس سربازی خیلی از واحد ها رو میفتادم نه از بی اطلاعی.
من در دوران دانشگاهی دیگه بعضی وقتها به خونه هم بر نمیگشتم و دائم در کلاسهای فوق العاده بودم.
من بعد از 6 سال مدرک لیسانسمو با سربلندی گرفتم.
من الان مدرک لیسانس دارم ولی مدرک تحصیلی من چندین ساله که تو دانشگاهمون بایگانی شده و من مطمئن هستم اونجا جاش امن تره.
من الان مهندس شدم نه دکتر.



نویسنده: مديريت تاریخ: سه شنبه 24 آبان 1390 | rss | نظرات (0) |مشاهده : 13048 | onetwothreefourfive
[««][1][2][3][4][5][6][7][8][9][10][11][12][13][14][15][16][17][18][19][20][21][22][23][24][25][26][27][28][29][30][31][32][33][34][35][36][37][38][39][40][41][42][43][44][45][46][47][48][49][50][51][»»]
مطالب تصادفی
آمار سایت
 امروز : 255
دیروز : 468
ماه : 13632
ماه قبل : 18635
سال : 67240
سال قبل : 282600
کل : 20714145
اطلاعات سايت:
اخبار :509
  نظرات : 23
خروجي rss
كاربران:
اعضا : 2
  كاربران آنلاين : 2

Future Google PR for f2u.ir

تاییدیه سایت زرین پال

تبلیغات
تبلیغات

كليه حقوق مادي و معنوي مطالب برای سايت رایگان برای شما - تحصیلات من محفوظ مي باشد و هرگونه كپي برداري بدون ذكر نام و لينك منبع غير مجاز است .
پشتیبانی توسط: S.M.B Productions - 2u Group