|
|
||
|
منوی اصلی
موضوعات
مطالب اطلاعیه های سایت ( 15 ) مطالب جالب ( 160 ) آموزشی ( 160 ) کسب درآمد اینترنتی ( 0 ) پیامک های مناسبتی ( 4 ) اخبار کلاهبرداری ( 14 ) اخبار ( 137 ) فیلم تصویر تصاویر جالب ( 14 ) تصاویر ( 2 ) نرم افزار اسکریپت رایگان ( 2 ) نرم افزار رایگان ( 1 ) موسیقیپربازديدترين مطلب
لایسنس نود 32 رایگان(136821 بازديد)
دامنه رایگان com, org, net, info!!!(82461 بازديد)
علت جوش زدن پوست سر(78587 بازديد)
طرز حمام رفتن دختر ها و پسر ها(72047 بازديد)
تصاویر جالب(64540 بازديد)
دختران باردار زیر 18 سال به همراه عکس(63963 بازديد)
فقط یه زن یا مرد ایرانی میتونه ....(61677 بازديد)
مشت زیباترین مجری زن ایرانی به عرب ها (حرکت افتخار امیز)(61640 بازديد)
روان شناسی شخصیتی براساس تاریخ تولد(60589 بازديد)
اسکریپت رایگان فروش کارتهای شارژ و محصولات مجازی(56374 بازديد)
کنترل پنل هوشمند ارسال و دریافت پیام کوتاه(55376 بازديد)
حرکتی تامل برانگیز در قم-نمایش عکسهای بیحجاب دانشجویان(54239 بازديد)
مقایسه تصاویر فیس بوکی ایرانی ها(53816 بازديد)
تصاویر ۳بعدی و دکوراسیون داخلی(53302 بازديد) |
روزنامه دیلی میل نوشت: دانشمندان علم اعصاب اعلام کردند "با در دسترس بودن اینترنت برای کودکان، آنها به طور تصادفی با عکس ها و فیلم های مستهجن در اینترنت برخورد می کنند و این در حالی است که مغز آنها توانایی تطبیق و هضم آنها را ندارد و باعث ایجاد آسیب های جدی روحی و جسمی در آنها می شود". دکتر "ویلیام استراچر" گفت: «از هر ده کودک ۹ الی ۱۴ ساله هشت نفر از آنها به طور تصادفی با تصاویر مبتذل در اینترنت برخورد می کنند".» وی در ادامه خواستار بسته شدن این سایت ها در اینترنت شد و گفت: «در این سنین نوجوان از لحاظ جسمی و جنسی در حال رشد است ولی مغز او هنوز از لحاظ هیجانی رشد نکرده به همین دلیل دیدن این تصاویر باعث ایجاد لطمه های جبران ناپذیری به کودکان و جوانان می زند، مانند ایجاد رفتارهای انزواگرایانه و تقلید از فیلم ها و عکس های مبتذل به طوری که این رفتارهای مبتذل در فیلم ها تبدیل به بخشی از رفتارهای جوان می شود». آکادمی عصب شناسی آمریکا از روزنامه "دیلی میل" خواست تا به مبارزه خود برای محدود کردن جریان بی حد و مرز فیلم های مستهجن در خانه و خانواده آمریکایی ها و اروپایی ها ادامه دهد. دکتر "استراچر" متخصص علم برانگیختگی جنسی که بر روی تاثیر فیلم های مستهجن بر جوانان تحقیق می کند گفت: «در طی تحقیقاتم، زمانی که از افراد می خواستم تا اولین تجربه خود را از فیلم سکس بیاد بیاورند، آنها اکثر اعلام می کردند که این تصاویر را بطور تصادفی و غیر عمدی در اینترنت مشاهده کردند و اصلا نمی خواستند این تصاویر را ببینند» وی گفت: «بیشتر جوانان امروزه قربانیان اینترنت هستند و علاوه بر سایت های حرفه ای مخصوص به مسائل ابتذال جنسی، بیشتر جوانان نیز برای شوخی هم که شده تصاویر جنسی را به عناوین مجاز برای دوستان خود ارسال کرده و شخص ناخواسته بعد از بازکردن ایمیل با تصویر مبتذل روبرو شده و دچار اختلالات مغزی می شود که در نهایت او را به سمت هرزگی و دیدن دوباره این گونه فیلم ها و تصاویر هدایت و جذب می کند. شما نمی توانید بعضی چیزها را ببینید ولی آنها به این راحتی پاک نمی شوند و به صورت یک خالکوبی در مغزتان حک می شوند و در نهایت شوک بسیار قوی را بر کل سیستم بدنتان وارد می کنند. آنها بعد از گذشت سال ها به قدری اولین تصاویر مبتذل و جزئیات آن را به یاد می آورند که اگر از آنها تصاویر مبتذل جدید را بپرسی این قدر دقیق یادشان نمانده است». وی گفت: « دسترسی آسان به فیلم های مبتذل باعث ایجاد نسلی در آینده از جوانان می شود که به مسائل جنسی به عنوان یک ابزاری برای سرگرمی می نگرند و ۸۰ درصد کودکانی که برای اولین بار این تصاویر را می بینند به کسی این موضوع را نمی گویند و با ادامه تحریک آنها به دیدن این تصاویر بیشتر از لحاظ ارتباط اجتماعی منزوی می شوند». شایان ذکر است که تحقیقات حاکی از این است که دیدن تصاویر و فیلم های مبتذل باعث تسریع در ایجاد ارتباط جنسی شده و تاثیر بدی در اولین تجربه جنسی با همسر آینده فرد می گذارد. در حال حاضر اکثر والدین غربی بر علیه فیلم ها و تصاویر مبتذل در اینترنت اعتراض کرده اند و خواستار فیلتر گذاری بر روی چنین سایت هایی هستند. نویسنده: مديريت تاریخ: شنبه 13 خرداد 1391 | rss | نظرات (0) |مشاهده : 13495 | ![]() ![]() ![]() ![]()
جام نیوز: به نقل از روزنامه دیلی میل؛ بنیان گذار و مالک بخش عمده ای از سهام شبکه اجتماعی "فیس بوک"، روز شنبه، متاهل شد، و این درحالی است که این شبکه اجتماعی در حال حاضر عامل یک سوم از طلاقها میباشد. طبق نتایج یک تحقیق از فرمهای طلاق، دعوا و اختلاف زوجها پیرامون رفتار همسرانشان در فیس بوک به شدت در حال افزایش است. در این تحقیق گفته شده که ارسال تصاویر نامناسب به جنس مخالف، مهمترین عامل شکایت از همسر میباشد. در بررسی پنج هزار دادخواست طلاق سال گذشته در انگلیس بیش از 33 درصد عامل طلاقها فیس بوک بوده است. با توجه به آمار سال 2009، در سال گذشته این آمار 20 درصد افزایش پیدا کرده است. سخنگوی موسسه حقوقی طلاق آنلاین انگلیس، "مارک کینان" میگوید: "اگر کسی بخواهد با جنس مخالف رابطه مخفیانه برقرار کند، فیس بوک راحتترین مکان برای انجام این کار میباشد". ورود مخفیانه به رستورانها، قرار دادن تصاویر نامناسب و وضعیت آپدیت، از جمله مواردی میباشند که به عنوان شاهد و مدرکی برای طلاق مورد استفاده قرار میگیرند. طبق اعلام وکلای خانواده "آکادمی آمریکا"، 80 درصد از وکلای طلاق گفته اند: "تعداد موارد مرتبط با شبکه اجتماعی فیس بوک، افزایش یافته است". "ترایستمن" از وکلای خانواده، می گوید: "60 درصد از پروندههای طلاق وی، کاملا به فیس بوک مرتبط میشده است". کارشناسان معتقدند که ارتباط با جنس مخالف در فیس بوک سریعتر و فقط با چند کلیک صورت میگیرد. حتی زمانی که رابطه مخفیانه از حالت آنلاین خارج میشود، فیس بوک سهوا باعث ایجاد بدبینی همسر میشود. نویسنده: مديريت تاریخ: شنبه 13 خرداد 1391 | rss | نظرات (0) |مشاهده : 12618 | ![]() ![]() ![]() ![]()
سالهای پس از زلزله بم، گزارشهای باستانشناسان از کشف 68 جسد کودک و نوزاد خبر داده بود که تا حدود دویست سال پیش در دیوارهای ارگ بم دفن شده بودند، اما تصاویر تازهای که به دست قانون رسیده خبر از کشف اجساد تازهای از کودکان میدهد. کودکانی که مخفیانه و در سالهای پس از زلزله سال 1382، دفن شدهاند. دو تن از این کودکان گیره پلاستیکی بند ناف دارند که معاصر بودنشان را اثبات میکند. این کودکان در پارچه بیمارستانی پیچیده شده و جایی گذاشته شدهاند که نشان میدهد عمل دفن بعد از وقوع زلزله انجام شده است. میزان پوسیدگی و تعفن بدن این دو کودک نشانگر آن است که احتمالاً هنگام کشف اجساد، شش ماه تا حداکثر دو سال بیشتر از زمان مرگ و تدفین آنان نگذشته است. به این ترتیب ارگ بم از دوران صفویه تا همین سالها میزبان جنازه دهها کودک بوده است، اما سازمان میراث فرهنگی گزارشی از تحقیقات بیشتر در اینباره منتشر نکرده است. بچهها چگونه پیدا شدند؟به طور رسمی نخستین بار نرگس احمدی در گزارشی اجمالی از کشف اسکلتهای نوزادان در ارگ بم، اشاره مختصری به بچههای بم کرد. (گزارشها و مقالات سالانۀ پروژه نجات بخشی میراث فرهنگی بم، س 1، ش 1، 1384) احمدی آن روزها مسئول بخش باستانشناسی بود و از ماههای آغازین پس از زلزله برای بررسی میزان تخریب به ارگ رفته بود. بر اساس گزارش او یکی از کارشناسان متوجه میشود که لابهلای آوار دیوارها، استخوانهایی ریخته که استخوان حیوانی نیست. پیگیریهای بخش باستانشناسی نشان میدهد که استخوانها متعلق به انسان است و همه اجساد کودک بودهاند. در مراحل بعدی تعدادی دیگر از بچهها را در بخش بالایی دیوار پیدا میکنند که بخشی از بدنشان ریخته و بخشی سر جایش باقی مانده بوده است. در این مرحله، از فرزاد فروزانفر کارشناس ارشد میراث دعوت میشود تا برای انجام مطالعات به بم برود. وی در گفتوگو با خبرنگاران میگوید: «حصار بم که فروریخت بخشی از اسکلتها از قسمتهای جنوبی و شرقی خارج شد. با بیرون آمدن آنها، پروژه بینالمللی بم که تشکیل شده بود یکی از کارهایش بررسی این موضوع شد و از من برای این کار دعوت شد. من برای بررسی اسکلتهایی که آنجا پیدا شده بود سفرهایی داشتم. بخشی از اسکلتها هم از لای دیوارها مشخص بود که آنها را هم بررسی کردیم. گزارش مختصر و مفیدی به آقای دکتر مختاری دادم که آن زمان رییس پروژه بم بود.» اما فروزانفر از اجساد تازه خبری ندارد و میگوید اصلا بچه در حد نوزاد ندیده است. بچههایی که او دیده همه بیش از یک ساله و حداکثر 5 و 6 ساله بودهاند. او با بیان این که در اینگونه مواقع معمولا من را خبر میکنند اما لابد در این مورد ضرورتی برای مطالعه ندیدهاند، میگوید: «این که اینها را چه کسی مطالعه کرده من اصلا نمیدانم.» او اعتقاد دارد: «اگر میگذاشتند این بچهها را هم بررسی کنیم خیلی راحت میشد فهمید که اینها دورهشان چیست.» چرا که بچههایی که او دیده از آنجایی که داخل کفن و کاهگل دفن شدهاند خیلی سالم ماندهاند. فروزانفر با توجه به محیط بسته بم گمانهزنی میکند که شاید بچههای تازه، سقط جنین شده باشند، اما اندازه جنینهای سقطشده کاملاً مشخص است و آنهایی که او دیده همه بیش از یک سال داشتهاند. فروزانفر درباره تعداد بچهها هم میگوید کلا حدود 9 بچه دیده که قابلبررسی بودند و با تکههایی که روی زمین ریخته بوده تعداد بچهها دست بالا به دوازده تا هم نمیرسید. وی تاکید میکند که «من اصلا فکر نمیکنم تعدادشان در حد پنجاهتا و صدتا باشد، البته علاوه بر اینها تعدادی اسکلت هم بود که اصلا ربطی به این موضوع نداشت و مربوط به مثلا دو هزار سال پیش از میلاد و آن دورانها میشد.» گزارش نرگس احمدی مشخص نمیکند که کدام اجساد را شمرده است. آیا همه این بچهها از دیوارها پیدا شده یا آنها که در آوار ریخته شده را هم حساب کردهاند؟ دکتر لیلا پاپلی و دکتر مریم دژمخو هم در پروژه معاصر بم در سال 1387 روی 32 بچه کار کردهاند. دکتر اسکندر مختاری که در آن سالها رییس پروژه بینالمللی بم بود میگوید در آغاز کار ده دوازده بچه پیدا شد تا کمکم به شصت و چهار بچه رسید. وی به پژوهشهای نرگس احمدی در اینباره اشاره میکند و میگوید آخرین عددی که در خاطرش مانده شصت و چهار بچه است. وی تاکید میکند که در این مورد دکتر لیلا پاپلی آخرین کار را انجام داده است و روایت او از همه قابلتوجهتر است. مختاری وجود بچههای تازه را از اساس دروغ میداند و وجود تصاویر بچههای تازه را نیز رد میکند. با این حال مریم نعیمی کارشناس ارشد باستانشناسی در گفتوگو با خبرنگاران میگوید بچههای تازه را از نزدیک دیده و از آنها عکس هم گرفته است. وی با تاکید بر این که عکسها به خوبی گویای شرایط بچهها هستند میگوید که نحوه دفن این بچهها به روشنی نشان میدهد که آنها برای کسانی که دفنشان کردهاند، «دیگری» به حساب میآمدهاند. دکتر لیلا پاپلی نیز وجود بچههای تازه را تایید و در گفتوگو با خبرنگار قانون اعلام میکند که آنها را کارشناس میراث مسئول حفاری در دیوار خانه سیستانیها پیدا کرده است. وی دلیل انکار بچههای تازه توسط مختاری را این میداند که بچهها در زمان او پیدا نشدهاند و او از آنها بیخبر است.به گفته پاپلی تعداد 68 بچه پیدا شده بوده که سی و دو موردشان توسط او بررسی شده است. البته این تعداد شامل مواردی که در هم ریخته و در جعبههای شیرینی جمعآوری شده بوده نمیشود. پاپلی همچنین با انجام آزمایش دیانای روی تعدادی از بچهها متوجه شده که همه آنها پسر بودهاند. سالومه پورحسینی که پایاننامه کارشناسی ارشدش در دانشگاه تهران به بچههای بم اختصاص داشته است، میگوید: «در مورد بچههای تازه چون جدیدترند و بافت نرم یکی از آنها بهتر حفاظت شده، به نظر میآید بشود گفت یکی از آنها پسر است.»بچهها چگونه دفن شدهاند؟پورحسینی در گفتوگو با قانون میگوید: «بر اساس گزارشهای پژوهشگران پیشین و عکسهای موجود میتوان گفت بچهها به سه شکل دفن شده بودهاند. بچههای کوچکتر به طور کامل در چینه جا گرفته بودهاند و بدنشان طوری در خشت قرار گرفته بوده که دیگر جدا نمیشود؛ طوری که انگار خشت تابوت بچه است. نوع دیگر طوری دفن شدهاند که گویا مقداری از روی خشتها برداشتهاند تا فضایی ایجاد شود و بعد بچه را لابهلای خشتها گذاشتهاند. نوع سوم هم تدفینی است که در گودیهای پس از تخریب انجام شده است. این نوع تدفین احتمالا مربوط به دوران بعد از ترک ارگ بم و تخریب حاصل از نامسکون شدن آن انجام شده است. نمونهاش هم همین بچههایی است که تازه دفن شدهاند.»بچههای تازه به گفته او برخلاف نمونههای قبلی که بالای دیوارند، پای دیوار قرار گرفتهاند و آنها را روی هم گذاشتهاند و نه کنار هم. کمی هم رویشان پوشانده شده بوده که باعث شده دیرتر پیدا شوند.وی قدمت بچهها را مربوط به بازه زمانی پس از مرمت حصار در اثر حمله افغانها تا زمان ارگ در دوره قاجار میداند؛ دورهای که در ارگ بم درگیریها کمتر بوده است؛ چرا که منطقی نیست فردی بچهاش را در جایی که ممکن است خراب شود دفن کند. او معتقد است که در کرمان آیینها و فرقههای بسیاری بوده است که تقریبا به هیچوجه در موردشان چیزی منتشر نشده است. پورحسینی وجود نقش و نگار روی یکی از کفنها را دلیل تعلق به یک اقلیت که البته شاید منشعب از اسلام هم باشد میداند چرا که به هر حال شرعا کفن مسلمان نباید منقوش باشد. به گفته وی از دیرباز در ارگ بم مردم با آیینهای مختلف کنار هم زندگی میکردهاند و میدانیم که غیرمسلمان حق تدفین در گورستان مسلمانان را ندارد، اما فقدان بقایای افراد بالغ این فرضیه را تضعیف میکند. وی به دو جمجمه بالغ هم که پاپلی پیدا کرده اشاره میکند و تاکید میکند که فقط جمجمه بوده و بدن ندارد. یکی دیگر از کارکنان هم که در حسینیه مشغول حفاری بوده سه جمجمه بالغ پیدا کرده که بدنشان پیدا نشده است و این موضوع را پیچیدهتر میکند. به گفته پاپلی تعیین قدمت این جمجمهها حتی در این حد که مشخص شود آیا جدیدند و به قتل و جنایت مربوطند یا این که باستانی هستند ممکن نبود.پاپلی قدمت بچهها را تا اواخر دوران تیموری عقب میبرد، اما تاکید میکند که این گمانهزنی با تردید بسیار همراه است. به گفته او حفاری در لایههای قدیمیتر احتمالا مسأله مربوط به قدمت را حل خواهد کرد اما در شرایط کنونی امیدی به این اقدام نیست.به اعتقاد فروزانفر جسد بچهها مربوط به دوران شکوفایی ارگ بم بوده که در آن زمان ارگ به عنوان محل زیستگاه و یک شهر کوچک محصور، دایر بود و بعد با توجه به شرایط تاریخی، در زمان حمله فیروزخان قاجار که یک سال ارگ در محاصره بوده، شرایط برای ساکنین ارگ اضطراری میشود، چرا که گورستان بیرون از ارگ بوده و اینها نمیتوانستهاند از ارگ خارج شوند. به همین دلیل مجبور شدند که بچهها را روی تیغه دیوارهها دفن کنند.فروزانفر در پاسخ به این پرسش خبرنگار قانون که برای دفن افراد بالغ چه میکردهاند ابراز بیاطلاعی میکند و میگوید: «نمیدانم! از این که بزرگسالان را چه میکردهاند خبری نداریم. ما اثری از بزرگترها ندیدیم. فقط بچهها را دیدیم که روی راس دیواره و رو به قبله دفن شده بودند. این بچهها کوچک بودهاند و عرض دیوارهها هم زیاد بوده است. بچهها همه داخل کفن بودند و همه شواهد نشان میداد که تدفینها اسلامی بوده است.» مختاری نیز میگوید کفنهایی پیدا شده که بنا به گفته کارشناسان بافت ماشینی داشته است یعنی ماجرا دستکم تا عصر صنعتی ادامه داشته است و این ممکن است یک سنت بوده که مثلا از دوره قدیم تا دوران قاجار ادامه پیدا کرده باشد. وی به گزارشی اشاره میکند که در آن استدلال شده این تدفینها مربوط به آخرین محاصره ارگ بم در زمانی است که آقاخان محلاتی به ارگ بم پناهنده شده بوده و ارگ توسط سپاهیان حکومت مرکزی محاصره شده بوده است؛ این محاصره طولانی میشود و بچههای بم میمیرند. با این حال دکتر محمد مرتضایی میگوید که سال 1372 وقتی در ارگ مشغول مطالعات بوده، خودش دیده است که نیروهای نگهبانی دم در خانمهایی را گرفته بودند که قصد تدفین بچه در ارگ را داشتهاند. به اعتقاد وی اینها یا سقط جنین کرده بودند و یا شاید بچهها نامشروع بودهاند و میخواستهاند آنها را در ارگ دفن کنند اما «حین ارتکاب جرم» آنها را گرفتهاند.به این ترتیب مشاهدات مرتضایی همراه با بچههای تازه پیداشده بُعد پیچیده دیگری به ماجرا میدهند که هنوز جای کار بسیار دارد.سرانجام بچهها چه شدند؟به اعتقاد مختاری، اگر همه نظرات را کنار هم بگذاریم به اجماعی نمیرسیم. وی با اشاره به گزارش دکتر پاپلی که همه بچهها پسر بودهاند میگوید شاید این یک رسم پسرکشی بوده است.او در پاسخ به این که مگر بچهها پیش از دفن نمرده بودهاند میگوید: «نه اصلا کسی نمیتواند در این مورد نظر بدهد. شاید یک بیماری عارض شده و شاید هم رسم کهنی است که وقتی بچهای میمرده میآوردند روی دیوار ارگ دفن میکردند. حالا چرا در گورستان بیرون ارگ دفن نمیکردند نمیدانیم؟ محل دفن بعضی از آنها خیلی منظم است و این طور نیست که با عجله جایی را کنده باشند و این اتفاق در اضطرار افتاده باشد.» سالومه پورحسینی درباره این که آیا بچهها قبل از دفن مرده بودند یا نه میگوید فقط یک مورد هست که به زنده بودن مشکوک است و آن هم عکسی است که در آن دستی از کفن بیرون آمده و به نظر میآید بچه کفن را پاره کرده است. پاپلی نیز با بیان این که در برخی موارد کاملاً مشخص بود که فرد قبل از تدفین مرده بوده است میگوید: «دو مورد بود که شما حقیقتا حس میکردید اینها هنگام تدفین زنده بودهاند. یکی با دستش خاک را چنگ زده بود و دیگری حتی کفنش را پاره کرده بود و این دو مورد میتواند فرضیه دکتر مختاری را تایید کند.»پورحسینی تصریح میکند که در بازدیدی که سال 1389 همراه با دکتر پاپلی داشته، کارگران از بچههای جدید اظهار بیاطلاعی میکردهاند. وی میگوید زمانی که برای مطالعه بیشتر روی بچهها به بم رفته بوده به جای این که بچههای یافتهشده را به او نشان دهند یک سری جعبه شیرینی در انبار به او نشان دادهاند که تعدادی استخوان در آنها بوده است. البته استخوانها متعلق به بچهها بود، اما درهم شده بود و متعلق به یک نفر نبود. یعنی صرفا همراه با آوار جمعآوری شده بودند. هرچند که با شمردن آنها دستکم میتوان تعداد افراد یا حدود سنی را دریافت اما اگر بشود دوباره در بم پروژهای تعریف شود اطلاعات خوبی میشود به دست آورد. اتفاقی که به گفته وی «با وضعیت فعلی میراث» بسیار امکانش کم است.وی تاکید میکند که موضوع هم از نظر تعداد بچهها قابلتوجه است و هم این که مشابه این در هیچ سایت دیگری در دوران اسلامی دیده نشده و از این جهت جای کار بسیار دارد. به اعتقاد وی در پروژههای میراث فرهنگی باید به مطالعات بقایای انسانی فارغ از قدمتشان توجه بیشتری بشود.مریم نعیمی، باستانشناس، با بیان این که «گاهی برای ما نبودن بعضی چیزها خودش قابلتفسیر میشود و درباره این بچهها تمام فکتهایی که داریم با ابهام روبهروست.» سکوتی که همه این سالها در این باره وجود داشته را مهم میداند. نعیمی میگوید بعد از همه کاوشهایی که انجام شده باز هم فقط سکوت است و سکوت. او این سکوت را به شکل بدبینانهای تفسیر میکند. نعیمی که خود بچههای تازه را نیز دیده و عکسهایی هم از آنها دارد میگوید انگار نوعی خودآگاهی پشت این سکوت هست و انگار همه تصمیم گرفتهاند در این باره چیزی نگویند. پاپلی نیز میگوید تا سال 1388 که دکتر مختاری رییس پروژه ارگ بودهاند و تا مدتی پس از آن مشکلی برای مطالعات نداشته است، اما بعد از آن اصولا یافتههای مربوط به بچهها انکار شدهاند و دفن مجدد بچهها در دیوارها نیز امید به پژوهشهای بیشتر را به کلی از میان میبرد.فروزانفر درباره سرانجام کودکان میگوید: «آنهایی که من خودم روی دیوارهها بررسی کردم را اصلا در نیاوردیم و فقط بخشی که مشخص بود را بررسی کردیم. چون جسدها اسلامی بود و مسئولان مرمت هم همانجا با کاهگل حاضر بودند دوباره در همان جای اصلیشان با کاهگل رویشان را پوشاندیم چون از نظر آداب اسلامی هم درست نبود اینها دوباره بیرون بزند.» به گفته وی بچههایی هم که قطعاتشان روی زمین ریخته بود جمعآوری و در قوطیهایی به میراث تحویل داده شد.اسکندر مختاری در جمعبندی آنچه تا کنون از جانب باستانشناسان مختلف مطرح شده میگوید: «من فکر میکنم مثل داستان فیل مولوی است و یکی دم فیل را دیده و یکی پای فیل و دیگری گوشش را. هنوز باید روی این موضوع بیشتر کار شود چرا که هر کسی از یک منظر آن را دیده است. اگر سوالهای خوبی پیدا کنیم حتما جوابهای خوبی هم برایش پیدا خواهد شد.» نویسنده: مديريت تاریخ: شنبه 13 خرداد 1391 | rss | نظرات (0) |مشاهده : 13967 | ![]() ![]() ![]() ![]()
چند ماه پیش بود که گوگل ۱۲.۵ میلیارد دلار صرف خرید شرکت موتورولا کرد تا اندروید قدرت بیشتری داشته باشد. اما از زمان شروع چنین معامله بزرگی تا نهایی شدن آن نیاز به کارهای مختلفی است. سرانجام امروز موتورولا رسما بخشی از گوگل شد و حالا می توانید این شرکت را زیر مجموعه گوگل بدانید. ضمن اینکه اعلام شد، مدیرعامل جدیدی هم برای موتورولا از طرف گوگل انتخاب شده است. لری پیچ مدیرعامل گوگل اعلام کرد، مدیرعامل جدید موتورولا «دنیس وودساید» یکی از اعضای قدیمی گوگل است که نقش مهمی در حضور گوگل در آفریقا، خاورمیانه، روسیه و اروپای شرقی داشته است. اینکه گوگل از این پس چگونه می خواهد از قدرت سخت افزاری موتورولا بهره ببرد، یکی از سوالات مهمی است که تا به حال بدون پاسخ باقی مانده. اما شایعات مختلفی وجود دارد که می گوید گوگل قصد دارد با تولید تلفن ها و تبلت های مختلف، مستقیما کار فروش دستگاه های اندرویدی را آغاز کند. به هر حال گوگل هم اکنون موتورولا را در دست دارد و این قابلیت های زیادی به این شرکت اضافه خواهد کرد. شما فکر می کنید نقشه گوگل برای آینده موتورولا چیست؟ نویسنده: مديريت تاریخ: شنبه 13 خرداد 1391 | rss | نظرات (0) |مشاهده : 13555 | ![]() ![]() ![]() ![]()
مدیر اصلی این صفحه مستهجن موسوم به "دروازه جهنم" در طی یک سال اخیر در تله ماموران سایبری سپاه مازندران قرار داشته است و تمامی فعالیتهای این گروه با مدیریت این شخص(مدیر اصلی صفحه مستهجن موسوم به "دروازه جهنم") در فضای مجازی در یکی از شهرهای استان تحت نظر چشمهای تیزبین سربازان سایبری و گمنام امام زمان(عج) در سپاه کربلای مازندران بوده است. این گروه، سه صفحه مستهجن را در شبکههای اجتماعی با موارد و مضامین متعدد غیراخلاقی با بیش از 17 هزار عضو، مدیریت میکردند. مدیر اصلی این شبکه فساد در شبکههای اجتماعی با نام (س . ک) در زمان دستگیری به کتمان کردن حقایق پرداخت ولی در برابر مستندهای ارائه شده، راهی جزء قبول واقعیت نداشته است. صفحات ایجاد شده توسط مدیر اصلی این گروه روزانه هزاران بازدید از سراسر کشور داشته و به ارائه عکسها و کلیپهای مستهجن به صورت روزانه میپرداخته است. این دومین عملیات بزرگ سایبری اطلاعات و امنیت سپاه و سربازان گمنام امام زمان(عج)در سپاه کربلای مازندران در راستای طرح جامع سالمسازی فضای مجازی در سال جدید به شمار میرود. نویسنده: مديريت تاریخ: شنبه 13 خرداد 1391 | rss | نظرات (0) |مشاهده : 12465 | ![]() ![]() ![]() ![]()
شیعه آنلاین: اخبار رسیده از عربستان سعودی حاکی از آن است که یکی از شعبه های رستوران زنجیره ای مکدونالد در اقدامی زشت و شنیع، ساحت مقدس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را مورد اهانت قرار داد. رسانه های سعودی نیز ضمن اعلام این خبر افزودند: مکدونالد در شعبه خود در شهر "طائف" یک عروسک اسباب بازی تولید کرده تا آن را به کودکانی که به همراه خانواده های خود به این رستوران می آیند، هدیه بدهد. این اسباب بازی به گونه ای ساخته شده که عروسک پای خود را بر روی نام مبارک رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم قرار می دهد. گفتنی است این اقدام مکدونالد در حالی انجام شده که در برخی شهرهای عربستان سعودی در اعتراض به این کار، حرکت و فعالیتی آغاز شده تحت عنوان "از پیامبر خود حمایت کن" و "با هم از پیامبر حمایت کنیم". در این میان موجی از اعتراضات برای تحریم رستوران مکدونالد در فضای مجازی عربستان سعودی آغاز شده است. بسیاری از کاربران این پرسش را مطرح می کنند که چگونه وزارت بازرگانی و اداره گمرک سعودی به این کالا اجازه ورود به خاک عربستان را داده است؟! این کاربران خواستار برخورد شدید با شرکت مکدونالد و تحریم این شرکت و نیز پلمپ شدن شعبه های این رستوران در سراسر عربستان سعودی شده اند. نویسنده: مديريت تاریخ: شنبه 13 خرداد 1391 | rss | نظرات (0) |مشاهده : 13594 | ![]() ![]() ![]() ![]()
جدا از طعم و مزه بسیار عالی که سیب دارد، این میوه کوله باری از خواص درمانی را در خود دارا می باشد. در اینجا، برای شما دلایلی آورده ایم که چرا باید روزی حداقل یک عدد سیب بخورید. ۱- به بهبود تنفس کمک می کندمحققان انگلیسی اخیرا به این نتایج دست پیدا کرده اند که مادرانی که در طی زمان بارداری سیب بیشتری می خورند، کمتر احتمال دارد فرزندانی داشته باشند که تا سن ۵ سالگی دچار آسم شوند. این میوه می تواند از ریه های افراد بزرگسال نیز محافظت کند. همچنین می تواند احتمال مبتلا شدن به آسم، سرطان ریه و بسیاری از بیماری های دیگر را کاهش دهد. ۲- باعث می شود دیرتر گرسنه شویدسیب حاوی میزان زیادی فیبر می باشد و بدون اینکه شما کالری زیادی دریافت کنید، معده را پر نموده و باعث می شود دیگر احساس گرسنگی نکنید. شیرینی طبیعی که در سیب وجود دارد به آهستگی وارد خون می شود و به حفظ قند خون و اینکه سطح انسولین را در بدن شما در حد ثابتی نگاه دارد، کمک می کند، در نتیجه بدن شما احساس پری و سیر بودن بیشتری خواهد کرد، بر عکس خوراکی های آماده که مواد قندی در آنها بسیار زیاد است و گرسنگی بسیار سریع را به دنبال دارند. ۳- به افزایش هوش کمک می کنداحتمالا به علت افزایش تولید استیل کولین (یک ماده شیمیایی که وظیفه رساندن پیغام بین سلول های عصبی را بر عهده دارد)، سیب به بالا بردن کارایی حافظه ضمن افزایش سن، و کاهش بالقوه شانس ابتلا به بیماری آلزایمر کمک می کند. این نتایج، از تحقیقاتی که در دانشگاه منچستر بر روی حیوانات انجام شد، به دست آمد. ۴- کلسترول خون را کاهش می دهدباید از دو ترکیب کلیدی و اصلی تشکر کنیم؛ پکتین (نوعی فیبر گیاهی) و پلی فنول ها (نوعی آنتی اکسیدان قوی)، سیب می تواند سطح کلسترول بد خون (LDL) را پایین بیاورد و به این ترتیب از گرفتگی عروق جلوگیری می کند. برای استفاده بیشتر از مواد مغذی موجود در سیب، پوست آن را دور نیندازید، زیرا پوست سیب دو تا شش برابر بیشتر از گوشت آن، ترکیبات آنتی اکسیدانی دارد. ۵- با سرطان مبارزه می کندمطالعات آزمایشگاهی نشان داده اند ترکیبات مختلفی که در این میوه آبدار وجود دارد، رشد سلول های سرطانی را محدود می کنند، اما این ترکیبات زمانی بیشتر تأثیرگذار خواهند بود که به طور کامل از تمام جزئیات سیب استفاده شود (البته به جز ساقه و دانه آن). افرادی که روزانه بیشتر از یک سیب می خورند، درصد مبتلا شدن به چند نوع سرطان را ۹ تا ۴۲ درصد در خود پایین می آورند (سرطان دهان، مری، روده بزرگ، سینه، تخمدان، سرطان پروستات و سرطان های دیگر). این نتایج از تحقیقات محققان ایتالیایی به دست آمده است. نویسنده: مديريت تاریخ: سه شنبه 16 خرداد 1391 | rss | نظرات (0) |مشاهده : 13533 | ![]() ![]() ![]() ![]()
بارداری یکی از حساسترین دوران زندگی هر خانمی است؛ دوران حساسی که با سفارشها و توصیههای اطرافیان، گاهی حساستر و نگرانکنندهتر هم میشود این حساسیت و نگرانی در بارداری اول و زمانی که مادر تجربه چندانی ندارد و تحتتاثیر حرفهای دیگران قرار میگیرد، بیشتر و بیشتر هم میشود. به همین دلیل در صفحه «بارداری و زایمان» این شماره آزمونی را تهیه کردهایم تا اطلاعات درستی درباره مصرف صحیح ریزمغذیها در دوران بارداری به دست آورید. پرسشها۱٫برای اینکه یک مادر باردار بتواند از تغذیه خوب و کافی جنین خود مطمئن باشد به دریافت چه میزان کالری اضافی در طول روز نیاز دارد؟ الف. ۱۰۰ کالری ب. ۳۰۰ کالری ج. ۵۰۰ کالری د. ۱۰۰۰ کالری ۲٫نیاز بدن یک مادر باردار به کدامیک از ریزمغذیهای زیر بیش از معمول است؟ الف. کلسیم ب. آهن ج. اسیدفولیک د. تمام موارد ۳٫مصرف بیرویه کدامیک از ویتامینها یا موادمعدنی زیر در دوران بارداری میتواند برای جنین مضر باشد؟ الف. کلسیم ب. ویتامین E ج. ویتامین ۶ B د. ویتامین A 4.مصرف کدامیک از ویتامینهای زیر میتواند حالت تهوع را تا حد قابلقبولی در مادران باردار از بین ببرد؟ الف. ویتامین D ب. ویتامین E ج. ویتامین ۶ B د. ویتامین C 5.مصرف کدامیک از ریزمغذیهای زیر میتواند به پیشگیری از یبوست در دوران بارداری کمک کند؟ الف. آنتیاکسیدانها ب. فیبر ج. پروتئین د. تمام موارد ۶٫کدامیک از ریزمغذیهای زیر میتواند به رشد بهتر مغز جنین کمک کند؟ الف. امگا۳ ب. ویتامین D ج. ویتامین C د. کلسیم ۷٫بهترین راه برای دریافت ویتامینهای مورد نیاز بدن در دوران بارداری چیست؟ الف. داشتن رژیم غذایی سالم و سرشار از تمام گروههای غذایی ب. مصرف مکملهای ویتامین مخصوص دوران بارداری ج. هر دو مورد پاسخها۱٫ ۳۰۰ کالری: به طور کلی خانمهایی که پیش از بارداری وزن طبیعی داشتهاند، باید در این دوران با حداکثر ۱۲ تا ۱۶ کیلوگرم اضافه وزن مواجه شوند. خانمهای لاغر باید حداکثر ۱۴ تا ۲۰ کیلوگرم و خانمهای چاق هم باید حداکثر ۷ تا ۱۲ کیلوگرم اضافه وزن را در طول دوران بارداری تجربه کنند. این رقم برای خانمهای خیلی چاق هم باید حداکثر ۷ کیلوگرم باشد. وزن نگرفتن مناسب در دوران بارداری میتواند خطر تولد نوزادی با وزن بسیار پایین را تشدید کند. از طرف دیگر وزنگیری بیش از اندازه در این دوران هم میتواند خطر ابتلا به برخی از بیماریها مانند دیابت را برای مادر در پی داشته باشد. به همین دلیل معمولا به خانمهایی با شرایط سالم و طبیعی توصیه میشود که برای حفظ سلامت خود و جنینشان روزانه حدود ۳۰۰ کیلو کالری انرژی بیشتری را از طریق مصرف مواد غذایی سالم در دوران بارداری (نسبت به قبل از بارداری) دریافت کنند. ۲٫تمام موارد: دریافت کلسیم در دوران بارداری برای رشد استخوانهای جنین بسیار لازم و ضروری است. هر مادر باردار باید روزانه حدود ۱۰۰۰ میلیگرم دریافت کلسیم داشته باشد. شیر، پنیر، کلم بروکلی و غلات کامل جزو منابع خوب دریافت کلسیم محسوب میشوند. به علاوه یک خانم باردار باید میزان دریافت آهن بدنش را دو برابر زمانهای دیگر کند. مصرف روزانه ۳۰ میلیگرم آهن به کمخون نشدن مادر و جنین و گردش مناسب اکسیژن در خون جنین کمک قابلتوجهی میکند. مصرف گوشت قرمز، اسفناج، نان و غلات سبوسدار میتواند سطح آهن خون را بالا ببرد. بهتر است این را هم بدانید که خانمها به دریافت روزانه ۴۰۰ میکروگرم اسیدفولیک پیش از باردارشدن هم نیاز دارند. اسیدفولیک به ایجادنشدن مشکلات مغزی و نخاعی در جنین کمک میکند. سبزیجاتی با برگ سبز تیره، میوهها و سبزیهایی با رنگ زرد پررنگ و انواع مغزها جزو منابع دریافت اسیدفولیک محسوب میشوند. برخی از پزشکان هم به بیماران خود مصرف مکملهای ویتامین را برای اطمینان بیشتر از دریافت تمام این ریزمغذیهای لازم توصیه میکنند. ۳٫ویتامین A: دریافت بیش از اندازه ویتامین A به خصوص از منابعی مانند جگر، قرصهای ویتامین و غلات غنیشده در ۳ ماهه اول بارداری میتواند باعث ایجاد اختلال در تولد نوزاد شود. حداکثر دریافت ویتامین A باید ۸۰۰۰ (IU واحد بینالمللی) در طول روز باشد. مادران باردار باید به این نکته توجه داشته باشند که بتاکاروتن موجود در برخی از خوراکیها هم به ویتامین A در بدن تبدیل میشود و بتاکاروتن اختلالی را در تولد نوزاد به وجود نمیآورد. بنابراین بهتر است به جای خوردن مکملهای ویتامین A به مصرف خوراکیهایی مانند هویج، سیبزمینی شیرین و سبزیهایی با برگ سبز تیره روی بیاورند. ۴٫ویتامین ۶ B: ویتامین ۶ B میتواند در تخفیف علایم تهوع در بارداری موثر باشد. به طور طبیعی یک خانم باردار میتواند روزی ۲ تا ۳ بار و هر بار به میزان ۲۵ میلیگرم ویتامین ۶ Bمصرف کند. البته حواستان باشد که نباید آن را بیش از میزان ذکر شده مصرف کرد. ۵٫فیبر: تغییرات هورمونی و دریافت آهن از طریق مصرف مکملهای مختلف از جمله عوامل ایجاد یبوست در بیشتر خانمهای باردار محسوب میشوند. مصرف مقدار مناسبی از انواع میوهها و سبزیهای تازه میتواند علاوه بر تامین ویتامینهای مورد نیاز بدن، مقدار قابلقبولی از فیبر را هم وارد رژیم غذایی مادران باردار بکند و مشکل یبوست را در آنها تا حد زیادی از بین ببرد. برای این منظور باید حداقل ۷ تا ۸ وعده در دوران بارداری میوه و سبزی تازه بخورید. نانهای سبوسدار و غلات کامل هم از دیگر منابع دریافت فیبر به شمار میروند. هر خانم باردار باید حداقل روزی ۲۸ گرم فیبر در طول روز دریافت کند. ۶٫اسیدهای چرب امگا۳: دریافت اسیدهای چرب امگا۳ که در بیشتر ماهیها هم یافت میشود، میتواند تاثیر مثبتی بر رشد مغزی جنین داشته باشد. مادران باردار باید حواسشان باشد تا ماهیهایی که کمترین سطح جیوه را دارند برای تغذیه خود انتخاب کنند. میگو و ماهیهای قزلآلا و سالمون جزو منابع دریایی خوب دریافت امگا۳ هستند. خانمهای باردار باید در صورت امکان هفتهای ۳بار ماهی یا میگو بخورند. آنها میتوانند در این دوران با نظر پزشکشان از مکملهای امگا۳ هم کمک بگیرند. ۷٫تمام موارد: یک رژیم غذایی سالم، رژیمی است که تمام مواد و گروههای غذایی را در بر بگیرد، اما با وجود داشتن رژیمی سالم و کامل باز هم ممکن است مادران باردار با کمبود برخی از ریزمغذیها مواجه باشند. به همین دلیل گاهی پزشکان با توجه به شرایط بیمار خود مصرف یک یا چند عدد از مکملهای مخصوص دوران بارداری را به مادران باردار توصیه میکنند. نویسنده: مديريت تاریخ: سه شنبه 16 خرداد 1391 | rss | نظرات (0) |مشاهده : 14598 | ![]() ![]() ![]() ![]()
مری یوسن Mary Usen از نیویورک گفته است :پدر من اهمیت مرتب کردن رختخوابم در هر صبح را به من آموخت . شش ساله بودم و او به من نشان داد که افراد در ارتش چگونه تختخوابشان را مرتب می کنند و بدین منظور هر روز تختخواب مرا چک می کرد . امروزه تختخوابم تنها چیز موجود در زندگیم می باشد که همواره مرتب و منظم می باشد . مونیک سیترون استامپلمن Monique Citron Stampleman از نیویورک گفته است :شاد بودن چقدر مهم است . پدر من هرگز خسته نبود ؛ او اغلب روی سرش می ایستاد تا سه فرزندش را تحت تاثیر قرار دهد و با انجام کارهای ساده این چنینی این زندگی یکنواخت و بی هیجان ما را شور و هیجان می بخشید . به عنوان مثال یک بار ما را ترغیب کرد یکی از داستانهای پر مخاطره ژول ورن به نام سفری به ماهی فروش ( با اختاپوس زنده اش ) را تجسم کنیم . پدرم آموخت که زندگی وقتی قرین شادی گردد بهتر خواهد بود و دیگران را همراه ما می سازد . هیلاری هیندل Hilary Heindl از ماساچوست گفته است :اکثر صبح ها زمانی که پدرم مرا به مدرسه می رساند این ضرب المثل را تکرار می کرد ” کلاهت را بپا ” منظورش این بود که قدر و منزلت خودت را فراموش نکن . بارها در طول زندگی این ضرب المثل را مورد استفاده قرار دادم . این ضرب المثل انگیزه بخش من برای اتمام روابط خطرناک بود و خاطر نشان می کرد که در کار، تواناییهای خودم را دست کم نگیرم . به یمن این نصیحت حکمت آمیز اجازه ندادم عدم خودباوری مانعی برای تحقق اهدافم گردد . وینفرد نوروود Winifred Norwood از ماینی Maine گفته است :در اوایل دهه ۱۹۶۰ که من در حال بزرگ شدن بودم پدرم مطمئن شد که هر آنچه را که یک مرد باید بتواند انجام دهد را من یاد گرفته ام . او به من یاد داد چگونه از لوازم برقی استفاده کنم ، برای نصب آنتن رادیو به پشت بام بروم. او می خواست من تشخیص دهم که می توان زن باشم اما کاملا متکی به خود و مستقل . کارولین ژوریس Carolyn Juris از نیویورک گفته است :وقتی برای اولین بار پا به دنیای کار گذاشتم پدرم به من گفت به خاطر داشتن نام معاون شرکت به اندازه از یاد نبردن نام کار فرما اهمیت دارد . اگر شما چیزی نیاز داشته باشید این درخواست شما به گوش کارفرما نخواهد رسید مگر اینکه با کسی که برنامه های رییس را مدیریت می کند رابطه خوبی داشته باشید و این فرد کسی نیست به جز معاون و دستیار رییس . بعد از مدتی که خودم به عنوان دستیار شرکتی کار کردم اقرار می کنم مطلبی که پدرم گفت کاملاً صحت دارد . کیم پریوس بلومبرگ Kim Prywes Bloomberg از شیکاگو، ایلینویس Illinois گفته است :پدرم می گوید ” اگر می خواهی کاری انجام شود آن را به فرد پر مشغله ای بسپار تا آن را انجام دهد .او پزشک کوشا و سخت کوشی است که تلاش می کند بیمارانش را خوب بشناسد. با فرزند بزرگش توپ بازی می کند و سرگرمی های بی شمارش را دنبال می نماید . در زندگی شخصی ام دریافتم هر زمان که مشغله ام بیشتر می باشد فعالتر و خلاقتر می شوم . لارا کار وینتون LaraCarr-Winton از آلاباما Alabama گفته است :پیش از ازدواج پدرم توصیه کرد که هرگز شکایت همسرم را نزد دوستان نبرم اگر مشکلاتمان را با همسرمان حل نکنیم زمینه دلخوری های پنهان فراهم می شود و باعث می شود که دوستان نسبت به همسرم دیدگاه خوشایندی نداشته باشند . با رعایت این راهنمایی پدرم، ازدواج موفقی داشتم . جسیکا بار- گابریل Jessica Bar-Gabriel از آلبرتا Alberta گفته است :به دلیل اینکه تلفن دارد زنگ می خورد مجبور نیستید آن را جواب دهید . پدرم همواره احساس می کرد اگر در کنار دوست یا عضو خانواده ای هست آن فرد به شخص آن سوی خط ارجحیت دارد . او به من آموخت که بدون توجه به شرایط، بر روی افرادی که در کنارشان هستم تمرکز کنم .چرا که آنها شایسته دریافت توجه کامل من هستند . لائورا سینرود Laura Sinrod از نیویورک گفته است :بهترین نصیحتی که پدرم به من کرده و او هم خود از پدرش شنیده این است که در شب اقدام به رفع و رجوع مشکلات نکنم چرا که در شب خاصیتی هست که موجب می شود مشکلات وجهه بغرنج تری پیدا کنند . اگر چه گاهی اوقات این موضوع را رعایت نکردم اما در این سالها گذر زمان بر درستی این پند صحه گذاشت . تاریکی شب می تواند باعت شود که کوچکترین موانع نفوذ ناپذیر و غیر قابل عبور به نظر آیند . کریستین موناکو Kristin Monaco از واشینگتن دی سی گفته است :به یمن حرفهای پدرم دانستم که قبل از آنکه شروع به قلمه زدن کنم میانگین زمان آخرین یخبندان در منطقه ای که زندگی می کنم را بررسی کنم . آرزو دارم حیاط خانه ام روزی به مانند حیاط خانه او رشک برانگیز شود . ایمی کنبی Amy Canby از کلورادو Colorado گفته است :پدرم می گفت برای جلوگیری از بروز افسردگی می بایست همواره چشم انتظار تحقق اتفاق خوبی باشید . حالا زمانی که بد خلق می شوم به آن چیز خوب فکر می کنم این چیز خوب می تواند یک تفرجگاه آفتابی ، سفر و … باشد . نویسنده: مديريت تاریخ: سه شنبه 16 خرداد 1391 | rss | نظرات (0) |مشاهده : 12926 | ![]() ![]() ![]() ![]()
اینکه به یک نفر برچسب خسیس زده می شود به این علت است که تمام اعضای خانواده در آن برنامه اقتصادی نقش ندارند. خانواده مثل یک کشور کوچک است که برنامه ریزی و بودجه بندی باید از طرف سه قوه مجریه، مقننه و قضائیه ا نجام شود و همه به یک توافق برسند. ما متاسفانه بعضی اوقات می گوییم ولش کن. خانه است دیگر… نه، همین خانه، فرهنگ یک خانواده، بعد فرهنگ یک فامیل، بعد فرهنگ یک شهر و بعد هم فرهنگ یک جامعه را می سازد. در این کشور کوچک که اسمش خانواده است، درآمدها و هزینه ها باید طبق اصول علمی، حساب شده و قاعده مند باشد طوری که بعدا با کمبود بودجه مواجه نشویم. من همیشه می گویم وقتی خانواده ای با مشکل مواجه می شود، یک جای کار مشکل دارد و اولین عامل آن این است که تمام اعضای خانواده در آن مشارکت نداشتند. بعد پدر یا مادر متهم به خسیسی و متهم به این می شوند که تو درایت نداری و متهم به اینکه شما درآمدتان کم است. ما خیلی از آدم ها را داریم که درآمدشان شاید یک پنجم شخصی است که زندگیشان با بحران مواجه است اما آن شخص، با یک پنجم درآمدی که دارد، مدیریت مالی دارد و با مدیریت داشته ها، هزینه ها و خریدهایش، توانسته یک انسان موفق باشد. ● نزاع قدیم و جدید در خرجما به طور مشخص، بودجه بندی را برای پس انداز انجام نمی دهیم. ما بودجه بندی را برای این انجام می دهیم که از داشته های مان لذت ببریم، نگران آینده نباشیم و آمادگی مقابله با هزینه های غیرقابل پیش بینی و غیرمترقبه را داشته باشیم. آدمی که بتواند بودجه بندی داشته باشد، دچار استرس و دلهره نیست و نگرانی ندارد و آدمی که نگران نباشد، خوب می تواند ماشین زندگی را براند و به سمت جلو حرکت کند و راننده خوبی خواهد بود. یکی از راهکارها در این بودجه بندی، صرفه جویی است. مولا علی (ع) می فرماید: «آدمی را قناعت برای دولت مندی کافی است» خیلی جمله زیبایی است. وقتی کسی قناعت می کند می بیند که چقدر توانمند است و هیچ وقت دست نیاز به سمت کسی دراز نمی کند. این بودجه بندی است. وقتی کلمه قناعت می آید منظور نخوردن، نپوشیدن و لذت نبردن نیست بلکه همه اینها به صورت قاعده مند و درست آن هست. سعدی علیه الرحمه می فرماید: «قناعت توانگر کند مرد را / خبر کن حریض جهانگرد را عالی است. آدم وقتی اینها را می شنود متوجه می شود چقدر خوب است آدم بودجه بندی را یاد بگیرد. زندگی با میدریت هزینه ها شیرین می شود. در قدیم تنوع طلبی نبود. انواع کالاها و انواع مدها و دکوراسیون ها نبود. امروز رواج پدیده تنوع طلبی در همه خانواده ها و جامعه آت شده و جالب است که این تنوع طلبی تمام جوانب یک خانواده و حتی مسائل تربیتی بچه ها را تحت الشعاع قرار می دهد. این باید برگردد و بودجه بندی، صرفه جویی، قناعت، هزینه، پیش بینی هزینه، پیش بینی درآمدها باید از کودکی به بچه ها یاد داده شود و به صورت فرهنگ درآید. نگاه بچه ها به پول نباید به شکل ابزاری که همیشه باید در دستمان باشد، باشد. این نگاه باید عوض شود. مدیریت اقتصادی خانواده فرمول و مدل پیچیده ندارد. ما گاهی در اطراف خودمان دیده ایم افراد ساده ای را که حتی تحصیلات آکادمیک ندارند، اما می توانند یک خانواده هفت، هشت نفره را خیلی راحت مدیریت کنند. آنها درآمدشان یک چهارم یا حتی یک پنجم درآمد فرد تحصیل کرده ای است که در رشته اقتصاد درس خوانده است و اعضای خانواده اش فقط خودش و همسرش و فرزندش هستند، اما دچار بحران مالی است. چرا؟ چون نمی توانند خواسته ها و هزینه هایشان را مدیریت کنند. این افراد برای مدیریت هزینه های زندگی شان لیست ندارند و برنامه ریزی نمی کنند که چطور درآمدشان را هزینه و هزینه های جاری شان را مدیریت کنند. منظور حتی هزینه های ساده و پیش پا افتاده ای مثل این است که چطور می توانند هزینه تلفن شان را بیست درصد و هزینه برق شان را دو درصد کاهش دهند. جالب است که می گویند: «مگر چه می شود؟ من به جای آنکه بیست تلفن بزنم سی تلفن بزنم چه می شود؟» کشتی های بزرگ با سوراخ های کوچک سوراخ و غرق می شوند. اگر یک خانواده دچار مشکل مالی بشود به خاطر هزینه های گزاف نیست. به خاطر همین ریز هزینه هاست. راهکارش هم این است که افراد باید هزینه های روزانه شان را کنترل کنند. یعنی شب با اعضای خانواده شان بنشینند و بگویند این هزینه اضافه بود و این هزینه نباید اینطور می شد. به این ترتیب یک فرهنگ عمومی به وجود می آید که در آن خیلی چیزهای دیگر هم آموزش داده می شود. مثل خریدکردن و شیوه خریدکردن هوشمندانه و به این موضوع ساده می رسند که چه خریدی و اگر این را نمی خریدی می توانستی درآمد آن را پس انداز کنی. اما نکته ای که وجود دارد این است که شرکت های تولیدی، برای اینکه جنس هایشان را هرچه بیشتر بفروشند، آنها را به شیوه ای تبلیغ می کنند که احساس نیاز به آن به وجود می آید و آنهایی که برنامه ریزی ندارند خیلی سریع و منفعل به سراغ آن می روند. یک خانم خانه یک سبزی خردکن دارد که درست کار می کند، اما تلویزیون ها و شرکت های تبلیغاتی کاری می کنند که او متقاعد می شود به مدل جدیدتر آن نیاز دارد. اما وقتی بین اعضای خانواده جلساتی برگزار شود که در آن هر کس برای کاری که می کند باید دلیل داشته باشد و توضیح بدهد که دیگران را قانع کند، بنابراین هرکس مجبور می شود خریدهای هوشمندانه داشته باشد. ● ثروتمندشدن به میزان درآمد ما نیست به هنر پس اندازکردن ماستامروزه خانه ها شده اند انبار کالاهای غیرضروری و ما هم انباردار شده ایم. یک جنس را در منزل داریم اما وقتی مدل جدیدتر آن کالا می آید، آن را هم تهیه می کنیم، درحالی که در سال چهار بار از آن استفاده می کنیم. ما فقط اسیر موج به روز شدن شده ایم و فکر می کنم مدل جدید هر چیزی را باید تهیه کنیم. هرچیز که می خرید باید از خودمان بپرسیم «آیا این جنس مشابه که دارم، کارم را راه می اندازد یا نه؟ آیا اگر این را بخرم مرا بدهکار نمی کند؟ چرا باید این کار ار بکنم؟ آیا ضروری است؟ چقدر باید هزینه کنم؟ این هزینه را می توانم کجا بهتر صرف کنم؟ آیا این با درآمد من هماهنگ است؟» ما راه های پس انداز را بلد نیستیم و این یکی از مهم ترین مشکلات ماست. یک جمله قشنگ هست که می گوید: ثروتمند شدن به میزان درآمد ما نیست به هنر پس اندازکردن ماست. یعنی اگر ما هنر پس انداز داشته باشیم، موفق خواهیم شد. هزینه های اصلی زندگی ما تقریبا به این صورت تقسیم بندی می شود: حدود ۶۰ درصد از درآمد ما نیازهای روزانه ما را می پوشاند. ده درصد این درآمد را باید صرف یادگیری کنید. ما مدیریت زندگی، مدیریت هزینه و مدیریت رفتار را بلد نیستیم. ده درصد را باید صرف تفریح و لذت بردن از زندگی کنیم. ما اگر در برنامه مان لذت و تفریح داشته باشیم دچار سرخوردگی نمی شویم. به نظر من مدیریت هزینه به معنی سخت گرفتن در خودمان نیست. به معنی قانون مند کردن خودمان است. حدود ۱۵ درصد از آن درآمد را هم باید صرف پس انداز کنیم. اگر یک نفر یک میلیون تومان درآمد داشته باشد باید پانزده درصد را صرف پس انداز کند و یک نفر ده میلیون درآمد دارد هم باید حداقل پانزده درصد را پس انداز کند. پنج درصد از درآمدتان را صرف امور خیریه کنید. این پنج درصد به شما یک حس آرامش می دهد و وقتی که با اعضای خانواده برنامه ریزی می کنید تاثیر زیادی روی اعضای خانواده به خصوص بچه ها دارد. صحنه ای را تجسم کنید که با اعضای خانواده مشغول تقسیم کردن و بودجه بندی هستید و می گویید این پنج درصد باقی مانده را به چه کسی هدیه بدهیم؟ همه یک شور و شعف خاصی پیدا می کنند. می توان ده درصد از درآمد خانواده را صرف سرمایه گذاری کرد. این سرمایه گذاری می تواند در بورس، طلا، سهام یا هر جای دیگر باشد. این سرمایه گذاری را هم بین اعضای خانواده تقسیم کنید. می توانید برای بچه هایتان حساب بانکی باز کنید. برای همسرتان طلا بخرید و برای خودتان سهام بورس بخرید و هرکدام از اینها می توانند تاثیر خاص خود را داشته با شند. وقتی که بچه ها ببینند در برنامه ریزی خانواده، برای یادگیری هم ده درصد بودجه اختصاص پیدا کرده و همینطور برای همه ا مور بودجه ای در نظر گرفته و به آن فکر شده، نگاهش کامل می شود و آن وقت شما مجبور نیستید برای پول توجیبی با او دعوا کنید. او به پول توجیبی آن هم به صورت هفتگی بدهند نه ماهانه چون بچه ها نمی توانند یک ماه را مدیریت کنند. وقتی کم کم یاد گرفتند، این پول توجیبی هفتگی را دو هفته ای و بعدها ماهانه کنند. دادن پول توجیبی به بچه ها اعتماد به نفس و استقلال مالی می دهد. می توانید یک کارت ATM از خودتان داشته باشید و به او بدهید و بگویید این کارت تو، تا خودش مدیریت را یاد بگیرد. بگذارید بچه پول توجیبی داشته باشد و خرج نکند تا مدیریت رفتار یاد بگیرند. ● بیماری ولخرجیبسیاری از آدم بزرگ ها دچار بیماری بخرم و نخرم شده اند. بسیاری از ما مردها این بیماری را داریم. من دوستی دارم که انسان تحصیل کرده ای هم هست او آنقدر کت و شلوار می خرد که خودش هم عاصی شده است. می گوید نمی دانم چطور شد که خریدم. بچه ها صرفه جویی پس اندازکردن، قناعت، کنترل خرید را یاد می گیرند. بچه ها را با خودتان به بازار ببرید و پول را بدهید به بچه ها تا با کارکردن با آن عادت کنند و یاد بگیرند چون اگر فرزندتان در آینده با شما همراه نباشد، برنامه بودجه بندی به نتیجه نمی رسد. این بچه قرار است در آینده جزو کابینه دولتی شود که این بودجه بندی تصویب شده را اجرا می کنند. به والدین توصیه می کنم بچه را به محل کار خودشان ببرند تا ببینند سازمان دهی و بودجه بندی چه نتیجه ای دارد. به بچه ها پول قرض بدهید و از آنها پول قرض بگیرید. از آنها بقیه پول را بخواهید. نه اینکه بازخواست کنید بلکه به آنها بگویید بگذارد بقیه پول را هم برای استفاده بعدی کنار بگذارد. پول توجیبی بچه را به موقع بدهید. همه اینها را می گویم تا تاکید کنم بودجه بندی باید از خانواده آغاز شود تا فردا، وقتی آنها دولت مردان بزرگی شدند، بلد باشند پول را خرج کنند. گاهی اوقات وقتی بچه اصرار می کند چیزی را بخرد که شما می دانید مفید نیست، بگذارید بخرد و ضرر کند. اگر الان پنجاه هزار تومان بدهد و یک اسباب بازی بخرد و ضرر کند، بهتر از آن است که فردا یک کارخانه بخرد و ضرر کند. پول توجیبی نباید وسیله اذیت کردن بچه ها شود. باید وسیله مشارکت دادن آن ها باشد. ● آموزه های همیشگیما اگر بخواهیم این روش ها را در قالب یک الگوی دینی معرفتی بگنجانیم این الگو خانم فاطمه زهرا (س) است. ما می دانیم آنها طایفه و خانواده ای بودند که وضعیت مالی خوبی داشتند ولی بارها خوانده ایم که با نان و نمک و نان و شیر روزگار گذرانده اند. این همان قناعت است. بارها شنیده ایم که به همه کمک کرده اند. هیچ وقت نشنیده ایم که در خانواده درمورد مسائل مالی مشکل داشتهباشند. این الگوهای دینی باید چاشنی های زندگی مان شوند. علتی که ما امروز دچار مشکل شده ایم این است که از الگوهای دینی و اسلامی فاصله گرفته ایم. کشورهای توسعه یافته امروز الگوهای ما را پیاده می کنند ما دچار مشکل شده ایم چون این الگوها را پیاده نمی کنیم. ما می دانیم اسلام چه می گوید اما آن را پیاده نمی کنیم. این قوانین مشکل ندارند بلکه این ما هستیم که آنها را پیاده نمی کنیم. نویسنده: مديريت تاریخ: سه شنبه 16 خرداد 1391 | rss | نظرات (0) |مشاهده : 15205 | ![]() ![]() ![]() ![]()
|
مطالب تصادفی
آمار سایت
امروز : 252 دیروز : 468 ماه : 13629 ماه قبل : 18635 سال : 67237
سال قبل : 282600
کل : 20714142
اطلاعات سايت: اخبار :509 نظرات : 23
خروجي rss
كاربران: اعضا :
2 كاربران آنلاين : 2
تاییدیه سایت زرین پال
تبلیغات
تبلیغات
|
|
كليه حقوق مادي و معنوي مطالب برای سايت رایگان برای شما - راه های ساده برای بودجه بندی درآمد ماهانه محفوظ مي باشد و هرگونه كپي برداري بدون ذكر نام و لينك منبع غير مجاز است . |
||