|
|
||
|
منوی اصلی
موضوعات
مطالب اطلاعیه های سایت ( 15 ) مطالب جالب ( 160 ) آموزشی ( 160 ) کسب درآمد اینترنتی ( 0 ) پیامک های مناسبتی ( 4 ) اخبار کلاهبرداری ( 14 ) اخبار ( 137 ) فیلم تصویر تصاویر جالب ( 14 ) تصاویر ( 2 ) نرم افزار اسکریپت رایگان ( 2 ) نرم افزار رایگان ( 1 ) موسیقیپربازديدترين مطلب
لایسنس نود 32 رایگان(136940 بازديد)
دامنه رایگان com, org, net, info!!!(82555 بازديد)
علت جوش زدن پوست سر(78683 بازديد)
طرز حمام رفتن دختر ها و پسر ها(72108 بازديد)
تصاویر جالب(64634 بازديد)
دختران باردار زیر 18 سال به همراه عکس(64028 بازديد)
فقط یه زن یا مرد ایرانی میتونه ....(61779 بازديد)
مشت زیباترین مجری زن ایرانی به عرب ها (حرکت افتخار امیز)(61738 بازديد)
روان شناسی شخصیتی براساس تاریخ تولد(60657 بازديد)
اسکریپت رایگان فروش کارتهای شارژ و محصولات مجازی(56456 بازديد)
کنترل پنل هوشمند ارسال و دریافت پیام کوتاه(55450 بازديد)
حرکتی تامل برانگیز در قم-نمایش عکسهای بیحجاب دانشجویان(54302 بازديد)
مقایسه تصاویر فیس بوکی ایرانی ها(53875 بازديد)
تصاویر ۳بعدی و دکوراسیون داخلی(53382 بازديد) |
هُوارد معلم آمریکاییِ مدرسه ای در تبریز بود. فارغ التحصیل یکی از بهترین دانشگاه های آمریکا، پرینستون، سال 1907 در تبریز، تاریخ و حقوق بین الملل و مذهب را تدریس می کرد. ورود او به ایران همزمان شد با دوره استبداد صغیر و زمانی که محمدعلیشاه مجلس را به توپ بست. مردم تبریز برای اعاده مشروطیت به پا خاسته و نیروهای طرفدار شاه، اقدام به محاصره تبریز کردند. تلاش می کند تا از سفارت آمریکا و سفرای روس و انگلیس برای تغذیه و داروی مردم کمک بگیرد اما تلاشش بی نتیجه ماند. پس از ناامیدی از دولتهای خارجی، نهایتا از ستارخان اسلحه می گیرد و یکصد و پنجاه جوان مبارز را رهبری می کند تا محاصره تبریز را بشکنند و غذا برای مردم فراهم کنند. هوارد باسکرویل، که دوره سربازی را در آمریکا دیده بود، به قول خودش بهجای «نقل تاریخِ مُردگان»، تصمیم گرفت مشق نظامی به جوانان بیاموزد. او از چند جهت تحت فشار بود: کنسول آمریکا در تبریز، خانواده های بچه ها و همچنین نامزدش. همسر کنسول آمریکا در تبریز از او خواست که از صف مشروطهخواهان جدا شود. او پاسخی داد که در تاریخ ماندگار شد: ضمن پسدادن پاسپورتش گفت: «تنها فرق من با این مردم، زادگاهم است، و این فرق بزرگی نیست.» همواره تکرار میکرد که «نمیتواند آرام بنشیند و از پنجره کلاس مردم گرسنه شهر را تماشا کند که برای حقوق خود میجنگند.» تنها پنج ماه به پایان ماموریتش در ایران باقیمانده بود و میرفت تا با نامزد آمریکائیش جشن ازدواجی در آمریکا برگزار کند. نامزدش «آنا» که دختر مدیر آمريكايي مدرسه بود به اصرار به او می گوید که دست از مبارزه بردارد و همینطور پدر نامزدش به او می گوید به عنوان مدیر تو به تو دستور میدهم که به شغل خودت بپردازی: «تو یک معلمی و نه یک سرباز». هاوارد شهید پاسخ میدهد: «من شاگرد عدالت و سرباز دموکراسی و شرافتم». قرار بود فقط پنج ماه دیگر از ایران برود و به آمریکا برگردد. اما یازده ماه دیگر می ماند، می جنگد و بر اثر گلولهای که به سینهاش اصابت می کند کشته می شود. ☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی: زندگی کوتاه هوارد، دو پیام بلند دارد: «تحلیل از فراز ابرها» و «اقدام در کف خیابان». «تحلیل از فراز ابرها»: نگاه به انسان و انسانیت فراتر از مرزهای جغرافیایی و عقیدتی. یکی از جملاتی که همیشه مرا آزار می دهد اینست که با تحقیر می گوییم عرب های سوسمارخور و چینی های سوسک خور. و جالب این جاست که هیچ معلم یا روشن اندیشی هم پیدا نمی شود که گوش ما را بکشد و خطای ما را به نقد بکشد و خلاف افکار عمومی بایستد. فعلا عدم مخالفت با افکار عمومی و محبوبیت اجتماعی را به اصلاح گری اجتماعی ترجیح می دهند. من همیشه وقتی با واژه «عرب های سوسمارخور و چینی های سوسک خور» روبرو شده ام در ذهنم با خود مرور کرده ام که مگر کله و پاچه و زبان و چشمی!!! که ما می خوریم خیلی غذای متفاوتی است از آنچه آنان می خورند؟ و البته گاهی آن را به زبان نیز آورده ام. شرافت آدم به جغرافیایی که در آن زاده شده یا زندگی می کند نیست. به خاطر بیاوریم سخن شهید جوان آمریکایی را که تنها فرق من با این مردم، زادگاهم است، و این فرق بزرگی نیست!!! اقدام در کف خیابان: یک بار دیگر حقایق زندگی او را مرور کنید: نه ایرانی بود. نه خانواده ایرانی داشت. نه قرار بود در ایران بماند و نه قرار بود با ایران تجارت بلندمدت داشته باشد. او قرار بود چند روز دیگر برای همیشه برگردد به کشورش و با نامزدش آنا زندگی جدیدش را شروع کند. به او چه که عده ای که نه هم وطن او هستند نه هم کیش او و نه هم کار او دچار گرسنگی و بیماری هستند. می توانست از پشت پنجره شاهد ماجرا باشد و سپس البته به عنوان یک متخصص تاریخ، همان ماجرا را برای آمریکاییان نقل کند. اما گفت: «نمیتواند آرام بنشیند و از پنجره کلاس مردم گرسنه شهر را تماشا کند» او تصمیم گرفت که کنشگر باشد و سرباز دموکراسی و شرافت. همه ما باید از خود بپرسیم در مقابل کارتن خوابانی که تا کمر در سطل آشغال خم شده اند می خواهیم از «پشت پنجره» تاسف بخوریم و صرفا شبیه دبیر کل سازمان ملل متحد، ابزار تاسف و نگرانی کنیم یا اینکه می خواهیم بیاییم به خیابان و کنشگر باشیم. دست رفتگری را بگیریم و برایش چای بریزیم؟ حمایت کنیم از یک یتیم نابغه برای آنکه درس بخواند و پناهی باشیم برای زن سرپرست خانواری که در این فضای پر از گرگ بی پناه است. متاسفانه این روزها، تنگ نظری های عقیدتی و جغرافیایی و بی عملی های روشنفکرانه پشت پنجره ای جامعه ما را آزار می دهد. کافیست از خودمان شروع کنیم از همین امروز گهگاهی از فراز ابرها به دیگران نگاه کنیم و از همین امروز از پشت پنجره ها به کف خیابان برویم. ما آدم های «آسمانیِ کفِ خیابانی» می خواهیم. پست هاي مشابه:
نامه پدری به فرزندش در مورد خوبی های سیگار
هر مرد ایرانی باید حداقل چهار همسر داشته باشد!!!
من در شهری زندگی میکنم که...
داستان ماهیگیر مکزیکی و تاجر آمریکایی
دقت کردین که بعضی از انتخابهای ما همین سرنوشت رو داره؟
پادشاه بیمار!
بهترین نصیحت های پدرانه
داستان مبادله "زیبایی" با "پول"
نصايح امروزی لقمان حكيم به پسرش
پسر نوح و دختر هابیل!
بهترین و بدترین کشورهای جهان برای زنان
فرق آشپزی پسرها و دخترها (درست کردن نیمرو)
شما كه نماز مىخوانى و روزه مىگیرى چرا منشى دختر به این زیبایى آوردهاى؟
جوان افغان مقیم تهران: درآمدم بد نیست، شکر خدا ماهی 5 میلیون!
تا حالا دقت کردین؟!!
نویسنده: مديريت تاریخ: پنجشنبه 19 مهر 1397 | rss | نظرات (0) |مشاهده : 3128 | ![]() ![]() ![]() ![]()
|
مطالب تصادفی
آمار سایت
امروز : 883 دیروز : 1085 ماه : 30798 ماه قبل : 39995 سال : 140286
سال قبل : 282600
کل : 20787191
اطلاعات سايت: اخبار :509 نظرات : 23
خروجي rss
كاربران: اعضا :
2 كاربران آنلاين : 8
تاییدیه سایت زرین پال
تبلیغات
تبلیغات
|
|
كليه حقوق مادي و معنوي مطالب برای سايت رایگان برای شما - شهید آمریکایی کف خیابونی! محفوظ مي باشد و هرگونه كپي برداري بدون ذكر نام و لينك منبع غير مجاز است . |
||