|
|
||
|
منوی اصلی
موضوعات
مطالب اطلاعیه های سایت ( 15 ) مطالب جالب ( 160 ) آموزشی ( 160 ) کسب درآمد اینترنتی ( 0 ) پیامک های مناسبتی ( 4 ) اخبار کلاهبرداری ( 14 ) اخبار ( 137 ) فیلم تصویر تصاویر جالب ( 14 ) تصاویر ( 2 ) نرم افزار اسکریپت رایگان ( 2 ) نرم افزار رایگان ( 1 ) موسیقیپربازديدترين مطلب
لایسنس نود 32 رایگان(136798 بازديد)
دامنه رایگان com, org, net, info!!!(82439 بازديد)
علت جوش زدن پوست سر(78570 بازديد)
طرز حمام رفتن دختر ها و پسر ها(72036 بازديد)
تصاویر جالب(64521 بازديد)
دختران باردار زیر 18 سال به همراه عکس(63950 بازديد)
فقط یه زن یا مرد ایرانی میتونه ....(61664 بازديد)
مشت زیباترین مجری زن ایرانی به عرب ها (حرکت افتخار امیز)(61624 بازديد)
روان شناسی شخصیتی براساس تاریخ تولد(60577 بازديد)
اسکریپت رایگان فروش کارتهای شارژ و محصولات مجازی(56364 بازديد)
کنترل پنل هوشمند ارسال و دریافت پیام کوتاه(55362 بازديد)
حرکتی تامل برانگیز در قم-نمایش عکسهای بیحجاب دانشجویان(54225 بازديد)
مقایسه تصاویر فیس بوکی ایرانی ها(53800 بازديد)
تصاویر ۳بعدی و دکوراسیون داخلی(53293 بازديد) |
سال ها پیش زمانی که به عنوان داوطلب در بیمارستان استانفورد مشغول کار بودم با دختری به نام لیزا آشنا شدم که از بیماری جدی و نادری رنج میبرد. ظاهرا تنها شانس بهبودی او گرفتن خون از برادر پنج ساله خود بود که او نیز قبلا مبتلا به این بیماری بود و به طرز معجزه آسایی نجات یافته بود و هنوز نیاز به مراقبت پزشکی داشت. پزشک معالج وضعیت بیماری خواهرش را توضیح داد و پرسید: آیا برای بهبودی خواهرت مایل به اهدای خون هستی؟؟ برادر خردسال اندکی تردید کرد و…. سپس نفس عمیقی کشید و گفت: بله من اینکار را برای نجات لیزا انجام خواهم داد. در طول انتقال خون کنار تخت لیزا روی تختی دراز کشیده بود و مثل تمامی انسان ها که با مشاهده اینکه رنگ به چهره خواهرش باز میگشت خوشحال بود و لبخند میزد. سپس رنگ چهره اش پریده بیحال شده و لبخند بر لبانش خشکید. نگاهی به دکتر انداخته و با صدای لرزانی گفت: آیا میتوانم زودتر بمیرم؟؟؟ پسر خردسال به خاطر سن کمش توضیحات دکتر معالج را عوضی فهمیده بود و تصور میکرد باید تمام خونش را به لیزا بدهد و با شجاعت خود را آماده مرگ کرده بود ... پست هاي مشابه:
داستان ماهیگیر مکزیکی و تاجر آمریکایی
امیرکبیر و لاتاری
سوالات چهار گزینه ای………..
بین شما کسی هست که مسلمان باشد؟
تفاوت استفاده از عابر بانک در پسرها و دخترها
وای اگر 5 شنبه ها هم تعطیل شود…!
سخت ترین سوال مصاحبه استخدام!
کت و شلوار عجیب حسنی مبارک
داستان مینا و پلنگ
اعترافات تکان دهنده
کشف قبیله ی گمشده در امازون
قوانین خنده داری که تو زندگی هممون هست!
نامه پدری به فرزندش در مورد خوبی های سیگار
تبلیغات جالب پپسی و کوکا کولا به مناسبت هالووین!
برگزاری پارتی توسط همجنسگرایان در مکه مکرمه!
نویسنده: مديريت تاریخ: دوشنبه 19 دي 1390 | rss | نظرات (0) |مشاهده : 13812 | ![]() ![]() ![]() ![]()
|
مطالب تصادفی
آمار سایت
امروز : 181 دیروز : 456 ماه : 945 ماه قبل : 18635 سال : 54553
سال قبل : 282600
کل : 20701458
اطلاعات سايت: اخبار :509 نظرات : 23
خروجي rss
كاربران: اعضا :
2 كاربران آنلاين : 4
تاییدیه سایت زرین پال
تبلیغات
تبلیغات
|
|
كليه حقوق مادي و معنوي مطالب برای سايت رایگان برای شما - داستان کوتاه اهداء خون محفوظ مي باشد و هرگونه كپي برداري بدون ذكر نام و لينك منبع غير مجاز است . |
||